محمد دريايى
554
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
نفى جسمانيت احتمالا شبههى اعتقاد به جسمانيت خدا از طرف برخى زنديقان و ملحدان در ميان مسلمانان رخنه كرده است . آنان كه در اعتقادات دينى گرفتار جمود تحجّر فكرى بوده و تنها به ظواهر توجه داشتهاند ، زيرا از آنجا كه جماعت زنديق و ملحد در فعاليتهاى فرهنگى و فكرى خود در زمينهى انكار خدا و الحاد اصل هستى او ناكام شدند لذا در اشاعهى اينگونه شبهات كلامى نسبتا موفق گشتند و چنانكه مىبينيم بحثهاى كلامى آن عصر از بازار گرمى برخوردار بوده است و حتى سؤالاتى از امام صادق عليه السّلام در همين باب به عمل آمده و پاسخهايى از آن بزرگوار صادر شده است از جمله فرمود : جسم ، محدود و داراى پايان است و شكلها و صورتها نيز چنيناند پس موجودى كه حد و حدود داشته باشد زيادى و كمى نيز مىپذيرد و هرگاه زيادى و كمى به موجودى راه پيدا كند آن موجود حتما مخلوق و آفريده شده است . آنگاه پرسشگر مىپرسد بنابراين دربارهى خدا چه بگوييم ؟ فرمود : خدا جسم نيست و صورت هم نيست ، بلكه اوست كه اجسام را آفريده و جسم را قرار داده و صورتها را صورتگرى كرده است . او داراى جزء نيست و هستىاش بىانتهاست و زيادت و نقصان را پذيرا نيست . پس اگر خدا جسم بود آنگونه كه گروه مجسمه مىپندارند ، فرقى بين آفريدگار و آفريده و تفاوتى بين ايجادكننده و ايجادشونده نبود درحالىكه او تنها موجد و هستىبخش است و فرق است ميان او و موجودات و اجسام و صورتهايى كه او ايجاد كرده و جسم و صورتشان قرار داده است و هستى او شبيه هستى هيچ پديدهى ديگرى نيست و هيچ چيزى هم به او شباهت ندارد . « 1 » اين بيان به اندازهى كافى روان ، لطيف ، متين و منطقى است و از هرگونه توضيح و شرح بىنياز . در مورد ديگر فرمود : هركس گمان كند كه خداوند در ميان چيزى است يا بر روى چيزى قرار دارد يا از چيزى به چيز ديگر انتقال مىيابد يا چيزى از او خالى است و يا چيزى او را
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 106 ، توحيد صدوق ، ص 99 ، بحار الانوار ، ج 3 ، ص 302 .