محمد دريايى
553
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
انسجام و انتظام كاركرد ساختار [ سياسى كشور ] به تشنج مىگرايد بنابراين كمال و تمام بودن نظام خلقت و ساختار جهان دليل بر يگانگى آفريدگار است . ابو شاكر ديصانى از امام پرسيد : چه دليلى داريد كه آفريدگارى وجود دارد ؟ امام در پاسخ فرمود : خودم را از دو جهت خالى نمىدانم : يا خودم ، خودم را ساختهام و يا ديگرى مرا ساخته است . پس اگر خودم ، خودم را مىساختم و مىآفريدم باز از يكى دو حال خارج نبودم : يا خودم را پس از آنكه وجود داشتم ، آفريدم كه در اين صورت احتياج به آفرينش نداشتم [ و تحصيل حاصل مىشد ] و اگر معدوم بودم ، تو مىدانى كه معدوم ، نمىتواند چيزى را احداث كند . بنابراين مفهوم ديگر رخ مىنمايد و آن اينكه براى من آفريدگارى وجود دارد كه پروردگار جهانيان است . ديصانى پس از شنيدن اين سخن امام از جايش بلند شد و نمىدانست چه جوابى بدهد . « 1 » بنبست استدلالى ماترياليستها روزى امام صادق عليه السّلام از ابن ابى العوجاء ( يكى از دهريون زمان امام صادق عليه السّلام ) پرسيد : آيا تو ساختهشدهاى يا ساختهشده نيستى ؟ ابن ابى العوجاء : من ساخته و آفريده شده نيستم ! امام صادق : تعريف كن ببينم ، اگر تو آفريده و ساختهشده بودى چطور مىبودى ؟ ! ابن ابى العوجاء كه دقايقى گيج شده بود و نمىتوانست پاسخ بدهد بر قطعه چوبى كه جلويش بود خيره شده بود و مىگفت : دراز ، پهن ، ژرف ، كوتاه ، متحرك ، ساكن ! اينها همه صفات مخلوقيت و حدوث هستند . . . امام صادق : اگر تو براى مخلوق و آفريده صفتى جز اينها نمىشناسى پس بايد خودت را هم مصنوع و آفريده بدانى زيرا همهى اين صفات را [ كه برشمردى ] در وجود خودت نيز مىيابى . ابن ابى العوجاء : سؤالى از من كردى كه پيش از اين و جز تو احدى چنين سؤالى از من نكرده بود و بعدا نيز چنين سؤالى از من نخواهد شد . . . « 2 »
--> ( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 290 . ( 2 ) . توحيد صدوق ، ص 296 و 297 .