محمد دريايى
307
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
من الهام كرد گفتم تا آن را آوردند شستند خشك كردند سپس روى آتش گرفتند و آنگاه آرد كردند قدرى از آن را سويق و قدرى را « شوربا » كردم و از آن بهره جستم ، [ طولى نكشيد ] بهبود يافتم . * د : سويق سيب امام صادق عليه السّلام فرموده است : براى مسموميت دارويى سودمندتر از سويق سيب [ پالودهى سيب ] سراغ ندارم الكافى - به نقل از ابن بكير : سالى در مدينه به خوندماغ مبتلا شدم . يارانمان از امام صادق عليه السّلام دربارهى چيزى كه مانع خونريزى بينى شود سؤال كردند . به آنان فرمود : « به آنها سويق سيب بدهيد » . آنان به من از اين سويق خوراندند و خونريزى بينىام قطع شد . الكافى - به نقل از زياد قندى : درحالىكه برادرم سيف با من بود به مدينه درآمدم . آنجا مردم به خوندماغ گرفتار آمدند و كسى كه خوندماغش دو روز ادامه مىيافت مىمرد من به منزل بازگشتم و ديدم سيف خوندماغ شديدى دارد . نزد امام كاظم عليه السّلام رفتم . حضرت فرمود : اى زياد ! به سيف سيب « 1 » بخوران ! من آن را به او خوراندم و بهبود يافت . الكافى به نقل از احمد بن محمد بن زياد : ايشان « 2 » ، چون كسى از اهل خانه را مار يا كژدم مىگزيد مىگفت : « به او سويق سيب بخورانيد » خواص سويق خشك امام صادق عليه السّلام : [ خوردن ] سه كف دست ، سويق خشك در حالت ناشتا ، بلغم و تلخه
--> ( 1 ) . در اين روايت كلمه « سويق » وجود ندارد اما به قرينهى روايت قبلى ممكن است اين كلمه از آن افتاده باشد نيز شايد هم سيب هم سويق سيب ، براى خوندماغ نافع باشند و شايد براى برخى مزاجها سيب و براى برخى سويق آن نافع باشد . بههرحال آنچه مىتواند به اين سوالها پاسخ دهد بررسى علمى و آزمايشگاهى است . ( ضمنا احتمال دارد سويق سيب در اينجا پالودهى سيب ، مورد نظر باشد ) . ( 2 ) . در منبع ، روايت بههمينصورت « مضمر ( بدون ذكر راوى ) » آمده است