محمد دريايى

163

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

صاحب المصباح ، همچنين افزوده است : « طبرزد ( بر وزن سفرجل ) واژه‌اى معرّب است و سه تلفّظ دارد : به حرف دال ( طبرزد ) ، به حرف نون ( طبرزن ) و به حرف لام ( طبرزل ) . ازهرى ، تلفظ نون و لام را روايت كرده ؛ امّا تلفظ به دال را روايت نكرده است » . ابن جواليقى گفته است : « اصل پارسى اين واژه ، تبرزد بوده است ، يعنى آنچه از اطراف ، با تبر ، تراشيده شده است . بنابراين ، طبرزد ، صفتى است كه در اعراب ، از واژه‌ى « سكّر » تبعيّت مىكند . برخى از عالمان هم گفته‌اند : طبرزد ، همان شكر بلوچ است » . در بحر الجواهر نيز آمده است : « ابلوج به‌معناى شكر سفيد است » . ابن بيطار نيز گفته است : « طبرزد ، معرّب است ، به‌معناى چيزى سخت ، نه سست و نرم » . او همچنين افزوده است : « نمك طبرزد ، نمكى است سخت كه داراى شفافيت نيست » . [ علّامه‌ى مجلسى در ادامه مىگويد : ] مىگويم : « از برخى از سخنان عالمان ، چنين برمى آيد ، كه مقصود از طبرزد ، همان چيزى است كه به نبات ، نامور شده است ؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان ، اين‌گونه به دست مىآيد كه مقصود همان قند است » . بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است : « شكر در اوايل خشك ، و در نخست ، مرطوب است . ممكن است صفرا را تصفيه كند . گونه‌هاى مختلفى از آن ساخته مىشود كه روشن‌ترين ، شفّاف‌ترين و پاكيزه‌ترين آنها در اصطلاح ، نبات گويند . نوع پايين‌تر را كه تيره رنگ ، خشن‌تر و پاكيزه . امّا غير شفاف است ، ابلوج گويند . نوع پايين‌تر را كه شيره باشد ، قلم نامند ؛ زيرا به صورت رشته‌هاى دراز به مانند انگشت ، ساخته مىشود . نبات ، كمترين حرارت را مىطلبد ، پس از آن ، ابلوج ، پس از آن ، قلم ، و پس از آن ، شيره‌ى پخته . لطيف‌ترين انواع شكر نيز همان نبات است ، در درجه‌ى بعد ، ابلوج ، و فروتر از آن ، قلمى كه سفيدى كمترى داشته باشد . نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مىنامند » . توليد شكر خام از نيشكر نيشكر نوعى گياه علفى بسيار بزرگ است كه شبيه خيزران ( بامبو ) مىباشد و طول آن ممكن است به 5 / 4 متر و قطر آن به 5 - 3 سانتىمتر برسد . شكر آنكه 15 درصد وزن گياه نيشكر را تشكيل مىدهد در قسمت نرم فيبرى درونى گياه يافت مىشود معمولا از هر