محمد دريايى

8

تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى )

در مقابل آن در سال‌هاى معاصر از جانب برخى عناصر « انقلابى » و يا « شبه انقلابى » يك برداشت ديگرى نيز عنوان مىشده است كه آن نيز مبتنى بر يك فكر انحراف‌آميز است . در اين‌گونه تحليل‌ها تلاش مىشود كه امام صادق عليه السّلام را به عنوان صرفا يك مبارز سياسى كه همواره درصدد فراهم كردن مقدمات يك كودتاى سياسى بود ، مطرح كنند . اين برداشت نيز بر يك فكر انحراف‌آميز مبتنى است و آن « عمل‌زدگى » و كم بها دادن به كار زيربنايى ايدئولوژيك و تدوين مكتب و ساختن عناصر مؤمن و متعهد است . اين دسته از نويسندگان شواهد تاريخى را كه نشان مىدهد امام توجه بيشترى را به گسترش معارف مبذول داشته است با لحن « عذرخواهانه‌اى » تأويل و توجيه مىكنند و يا حتى ناديده مىگيرند . روش درست مطالعه و پژوهش‌هاى زندگى و سيره‌ى امامان اين است كه آنان را آن‌گونه ببينيم كه بودند و درصدد پيروى از « اسوه » آنان و تطبيق قالب‌هاى فكرى و عمل خود با رفتار آنها باشيم نه آنان را آن گونه ببينيم كه ما مىخواهيم درصدد تطبيق « سيره » آنان با قالب‌هاى دلپسند خود باشيم . واقعيت تاريخى اين است كه امام صادق عليه السّلام بنا به بينش الهى امامت تشخيص داد كه بزرگترين وظيفه‌ى وى در آن زمان ، تدوين مكتب و عمق بخشيدن به مبانى عقيدتى شيعيان و گسترش معارف اسلامى و ايدئولوژى الهى است . كار امام كار يك « اسلام‌شناس » و « محقق » و « دانشمند » محض نيست بلكه رسالت يك رهبر الهى و پاسدارى از نهضت انقلابى اسلامى بود كه بنا به الهام الهى امامت تشخيص داد كه رسالت اصلى وى « فردسازى » و « جامعه سازى » و تدوين مكتب و پرورش عناصر متعهد و انقلابى است . امام با در نظر گرفتن ضرورت تاريخى ، اجتماعى و سياسى چنان تشخيص داد كه به جاى مبارزه كوركورانه و عمل‌زدگى كه در آن زمان در رفتار برخى