محمد دريايى

7

تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى )

ائمه‌ى شيعى همواره به ضرورت همراه ساختن « اقدام » با « پيام » و سپس تدوين « پيام » به صورت « نظام » تأكيد داشتند . در تاريخ ما « صفين » و جمل همواره « نهج البلاغه » ها را به دنبال داشت و همواره پشت سر « حسين » عليه السّلام ، « زينب » و « سجاد » تبلور يافتند . زينب و امام سجاد عليه السّلام حامل « پيام » بودند و سپس امام باقر و امام صادق عليه السّلام درآوردن « پيام » به صورت « نظام » پرداختند . امام صادق عليه السّلام نماد عظيم مرحله‌ى سوم است . مرحله‌ى تدوين پيام به صورت « نظام » . زيرا امام صادق عليه السّلام ادامه‌دهنده‌ى همان استراتژى واحد الهى است كه از آدم شروع و از طريق نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام و فرزندانش ادامه پيدا كرد ، استراتژى دفاع از سنگر اسلام همان گونه كه حسين در كربلا با خون خود يزيدها را شكست داد . امام صادق از طريق تدوين مكتب ، نقشه‌ى هشام‌ها و منصورها را نقش بر آب ساخت و هدف مقدس امامت را از طريق تدوين تعاليم راستين اسلام به صورت « نظام » دنبال كرد . از اين پس نهضت تشيّع چنان آسيب‌ناپذير گشت كه علىرغم بدترين شكنجه‌ها ، اختناق‌ها و يورش‌هاى سيستماتيك دربارها و عناصر وابسته ، تشيع در سراسر جهان گسترش يافت و پرچمدار انقلاب اصيل اسلامى در طى تاريخ گشت . درباره‌ى امام صادق عليه السّلام ، دو نوع برداشت و تحليل وجود دارد : يكى از برداشت‌هايى كه شيوع پيدا كرده و خاورشناسان مغرض نيز كوشيده‌اند اين برداشت را تقويت كنند ، امام صادق را به عنوان يك « انديشمند » بزرگ معرفى مىكنند كه خود را از مسائل سياسى كنار كشيده و تنها مشغول درس و تدريس و تربيت شاگردان بود . اين برداشت ، امام را حد اكثر تا تدوين‌كننده‌ى « فقه جعفرى » تنزل مىدهد و آن را كسانى رواج داده‌اند كه درصدد سلب مسئوليت در مبارزه‌ى اجتماعى - سياسى از خود و جامعه‌اند .