محمد دريايى
6
تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى )
« پيام » هيچگاه به صورت « نظام » درنيامد ، قدرتهاى اموى و عباسى توانستند اين جنبشها را از صفحهى روزگار محو سازند . استراتژى جنبش زيديه به سوى عملزدگى انحراف پيدا كرد و توجه كافى به « پيام » و تدوين آن به صورت « نظام » مبذول نگشت . نتيجه اين شد كه حماسههاى پرشور حضرت زيد و فرزندش يحيى كه با قيام خود اركان رژيم را به لرزه درآورده بود به باد فراموشى سپرده شد و به خاطر نداشتن پشتوانهى ايدئولوژيك و مبانى مستقل فكرى ، « زيديه » كمكم در فرقههاى ديگر تحليل رفت و جنبش اسماعيليه نيز به همين سرنوشت دچار شد . اسماعيليه در قرن پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم هجرى چنان قدرت نيرومندى را به وجود آوردند كه خلافت را منفجر كرد و نفوذ آنها در آن موقع در ميان تودههاى « الموت و طبس و بيرجند » بهقدرى عميق بود كه انقلابهاى بزرگى را در آن مناطق برپا كرد و دستگاه خلافت سلجوقيان را مضمحل كرد ، ولى چون « پيام » را به صورت « نظام » درنياوردند ، جنبش دچار ركود و انحراف گرديد . ولى استراتژى الهى امامان شيعه كه مبتنى بر توأم ساختن « پيام » با « اقدام » و سپس درآوردن « پيام » به صورت « نظام » بود ، موجب شد شيعه همواره تشخّص و شخصيت مكتبى و ماهيت انقلابى و اسلامى خويش را حفظ كند . هدف ثابت استراتژى امامان اهل بيت عليه السّلام پاسدارى از اسلام ، دفاع از مكتب و مبارزهى مستمر با نيروهاى ضد اسلامى بود و برحسب شرايط و نياز زمان شيوههاى گوناگون را به كار مىبردهاند . گاه از طريق قيام به شمشير و گاه از طريق مبارزه عميق فكرى و گسترش معارف اسلامى و گاه از طريق نيايش اين رسالت عظيم را تحقق بخشيدند . رهبرى شيعه هيچوقت گرفتار پديدهى « تكبعدى » و « علمزدگى » نگرديد و بر خلاف جنبش كيسانيه و زيديه تنها متوجه جبههى سياسى نبود بلكه توجهش را به جبههى ايدئولوژيك نيز معطوف داشت .