محمد سعيد جانب اللهى
318
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در بافق به آن سم جوش مىگويند و براى درمان ، پاى حيوان را در آب آهك مىگذارند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . بز و ميش هر دو به آن مبتلا مىشوند ، گوسفند به اصطلاح چهارچنگ مىشود و از حركت بازمىماند ، به طورى كه سمش از جا درمىآيد و مىافتد . عشاير شاهسون قبلا با آب آهك درمان مىكردند و امروز با تزريق واكسن ويژه كه خاصيت پيشگيرى دارد از شيوع آن جلوگيرى مىكنند . طبقه اگر به چهار دست و پاى حيوان نيفتد زود معالجه مىشود ولى اگر به يك دست يا پا بيفتد دير و به سختى درمان مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . دهلورى « 1 » : دهان حيوان زخم مىشود ، در سيستان با كشك و دوغ و آرد و زردچوبه مايعى مىساختند و به زخم مىماليدند ( جانب اللهى و رئوفى : 74 ) . در بافق آب ترشى سج « 2 » ( از بقاياى دوغ است ) كه از خود حيوان است به آن مىزنند ( يادداشتهاى مؤلف ) . عيبى : جگر حيوان عيب مىكند ، اين مرض از علوفه به حيوان منتقل مىشود ، در سيستان براى درمان آن اول گوسفندى را مىكشتند و جگر آن را در آتش مىانداختند ، اگر جگر له مىشد عيبى شده بود ، از آن تاريخ به مدت چهل روز هر دو روز يك وعده به حيوان آب مىدادند و حدود بيست و دو ساعت حيوان را راه مىبردند و اجازهء استراحت به حيوان نمىدادند ، در پايان بار ديگر گوسفندى از گله را مىكشتند و جگرش را امتحان مىكردند ، اگر درمان نشده بود ، مجددا به همان ترتيب درمان را ادامه مىدادند ( جانب اللهى و رئوفى : 75 ) . سياهمايه : پستان يا به اصطلاح مايه گوسفند مىافتد ( شل مىشود ) و زخم مىشود و عفونت مىكند ، در سيستان براى درمان آن رگى در جلوى پستان را داغ مىكردند ( همانجا ) . گرى : گوسفند سفيد و بز و شتر گر مىشوند ، مرض گرى از بز و شتر به انسان هم منتقل مىشود ، در سيستان براى درمان گرى تنباكو را با نمك مىجوشاندند و آب آن را با چوب به بدن حيوان مىماليدند و هفتهاى يكبار با روغن منداب چرب مىكردند ( همانجا ) . گنك « 3 » : حيوان ديوانه مىشود و دور خود مىچرخد ، در سيستان براى درمان آن فرق سر گوسفند را مىشكافتند و مقدارى ترياك داخل زخم مىگذاشتند و محل را داغ مىكردند ، بعد دست و پاى گوسفند را به هم مىبستند و حيوان را به يك چوب مىآويختند و دو نفر دو سر چوب را مىگرفتند و گوسفند را چندين بار مىچرخاندند و سپس حيوان را رها مىكردند ( همانجا ) .
--> ( 1 ) . dahlori ( 2 ) . sej ( 3 ) . ganok