محمد سعيد جانب اللهى
31
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
طبائع چهارگانه : « تن مردم و ديگر جانوران همه از آتش و هوا و آب و خاك است و اين چهار مايه را به تازى ، اركان گويند ، و عناصر گويند ، هريك از اين عناصر جسمى است يكسان و جزوى از وى مخالف جزو ديگر نيست ، ليكن هر جزوى از وى در وهم آيد ، همان طبع دارد و همان فعل كند كه ديگر جزوها و آميختن همهء چيزها از اين مايهها به كمابيشى است و هر چيزى از يكديگر جداى به كمابيشى اين مايه است ؛ چنانكه چيزى كه مايهء آتشى در وى بيشتر باشد گويند گرم و خشك است ؛ و چيزى را كه مايهء هوايى بيشتر باشد ، گويند گرم و تر است ، و چيزى كه مايهء آبى بيشتر باشد گويند سرد و تر است ؛ و چيزى كه مايهء خاكى بيشتر باشد گويند سرد و خشك است . و اين چهار مايه ضد يكديگرند . يعنى دشمن يكديگر و با يكديگر ناگنجنده و ناسازندهاند . اين چهار مايه دو سبك است ، و دو گران ؛ سبك آتش و هواست ، و گران آبوخاك است . » ( همانجا ) . « مزاج مردان در قياس با مزاج زنان گرم و خشك است و بدين سبب قوتهاى مردان در همهء كارها فزونتر باشد . » ( همان : 9 ) . « و هرگاه مزاج گرم و تر باشد كارهاى قوت طبيعى تمامتر آيد ، و قوت طبيعى پروردن و باليدن و غذا پذيرفتن را گويند ، و اين قوت از جگر خيزد ، مزاج پسران در سالهاى كودكى گرم و تر باشد و مزاج دختران در سالهاى جوانى گرم و تر شود . » ( همانجا ) . « در دوران كودكى تا نزديك روزگار رسيدگى ( تا مرز سى سال ) گرم و تر است ، و نزديك سالهاى رسيدن ترى كمتر مىشود ، و گرمى بر حال خويش باشد ، تا آخر سالهاى جوانى . پس در روزگار جوانى مزاج او گرم و خشك باشد و اين گرمى همان گرمى دوران كودكى است ، ولى چون ترى است ، گرمى نشان نمىدهد و در جوانى گرمى فزونتر نمايد . با اين حال در جوانى معتدلتر از همهء سالها باشد . بعد از سى و پنج سالگى گرمى كمتر مىشود ، و در روزگار كهلى گرمى و ترى بسيار كمتر باشد ، و در شصت سالگى گرمى و ترى همچنان كمتر مىشود ، تا آخر عمر » ( همانجا ) . « طبائع با فصول سال نيز در رابطه است ، زمان چهار فصل دارد : تابستان و پاييز ، زمستان و بهار ؛ تابستان خلط صفرا را نيرو دهد و به هيجان آرد ، و پاييز سودا را قوت دهد ، و زمستان بلغم را قوت دهد و بهار خون را قوت دهد . عمر انسان نيز چهار مرحله دارد كودكى كه خون را قوت دهد ، جوانى كه در اثناى آن خلط صفرا قوت گيرد و كهولت كه در اثناى آن سودا قوت گيرد و پيرى كه در اثناى آن بلغم قوت گيرد . » ( مسعودى : 581 ) . عناصر فوق در بدن انسان تركيباتى به وجود مىآورد ، به نام اخلاط كه به چهار تركيب تقسيم مىشوند : الف - خون كه محل تشكيل آن را در رگها مىدانستند .