محمد سعيد جانب اللهى
308
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
شد ، مىرود صحرا براى آن خانه هيزم و تيغ و گون جمع مىكند و مىآورد ، با شير پستانهايش خمير درست مىكند ، با بچههاى كوچك مهربان مىشود و وقتى كسى نزديك بچهها نيست ، به چشم آنها ظاهر شده ، التماس مىكند كه سوزن و سنجاق را از متكاى مادرش بيرون بكشد ، وقتى سوزن از متكا بيرون كشيده شد ، آل آزاد مىشود و اهل خانه را دعا مىكند و دوباره مىزند به صحرا و ناپديد مىشود . دعاى آل هميشه مستجاب است و هر خانواده كه آل را از بند آزاد كند ، ثروتمند مىشود ، چنين است كه بعد از بهبود زائو هميشه سنجاق را از متكا مىكشند و آل را از بند رها مىكنند ( ساعدى ، 1354 : 133 ) . در باور مردم بافق آل موجودى است ، شبيه انسان با دستهاى فلزى كه دل و جگر زنى را كه تازه وضع حمل كرده و تنها باشد ، بدون ايجاد زخم و جراحتى درمىآورد و موجب مرگ زن با نوزاد او مىشود ( جانب اللهى ، 1384 : 125 ) . - در باور مردم ميبد آل موجودى شبيه انسان است ، با موهاى زرد ، پاهايش سم دارد و قدش بلند است . اين موجود بيشتر در جاهايى مثل حمام ، جوى آب ( پاياب ) و مكانهاى خلوت حضور دارد و به زن حامله و زائو و بچهء او آسيب مىرساند ، براى پرهيز از آسيب آن بايد قرآن ، قيچى و آهن همراه داشت . ششه : ( مشكينشهر ) جانورى است خيالى مثل جن و آل كه به سراغ بچهها مىرود و اگر دعاى دافع همراه نداشته باشد ، او را دزديده و به ديار مرگ مىبرد ( ساعدى ، 1354 : 133 ) . بختك : مادينه و از ما بهتران است ، در اصفهان به آن بينىگلى مىگويند . آل مخصوص زائو است ولى بختك در همه حال آسيب مىرساند ، بختك و آل هر دو زنان را بيشتر آسيب مىرسانند . تال : برادر بختك و نرينه است و به پسربچهها بعد از ختنه آسيب مىرساند و موجب مرگ آنها مىشود ( جانب اللهى و آذرمهر : 24 ) . باورها در باور مردم خراسان : - زن حامله نبايد به ميت نگاه كند يا به او دست بزند و الا چشم بچهاش شور خواهد شد . - از روى ميت نيز نبايد رد شود ، و الا چل رويش مىافتد و ديگر بچهدار نمىشود . - از برداشتن چيز سنگين خوددارى كند . - هرگز دچار ترس و وحشت نشود ، يا هول نكند و جوش نزند و گرنه مبتلا به دلدرد و خونريزى خواهد شد و احيانا بچه را سقط خواهد كرد .