محمد سعيد جانب اللهى

307

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

فصل هفتم ادبيات شفاهى پزشكى عاميانه موجودات وهمى آل : به شكل زنى است كه دست‌ها و پاهاى استخوانى دارد . رنگ چهره‌اش سرخ و بينى او از گل است . به او بينىگلى هم مىگويند . كار او اين است كه جگر زن تازه‌زا را در زنبيل گذاشته مىبرد . ولى اگر جگر زائو از آب نگذرد معالجه مىشود ، اگر كسى هنگام بردن جگر با او برخورد كند و با تهديد موفق به پس گرفتن آن شود زن نجات مىيابد ، معمولا چنين فردى از آل امتياز مىگيرد كه در اصطلاح به « ادوم » معروف است ، كسى كه ادوم داشته باشد علاوه بر اينكه تا هفت پشت او از گزند آل در امان هستند ، مىتواند زنان آل‌زده را هم درمان كند و اين توانايى تا هفت پشت به فرزندان او به ارث مىرسد ، شرط ادوم‌دار شدن گرو داشتن از آل است ، در طالب‌آباد برخى ادعا مىكنند ، كه ادوم دارند ، يعنى پدربزرگ آن‌ها آل را ديده كه جگر زنى را با خود مىبرده است و از آل خواسته كه جگر را به جاى خود برگرداند ، سپس دو نخ موى سر شيره‌اى رنگ آل را گرو گرفته كه آل به خانواده و هفت نسل او حمله نكند ( صفىنژاد : 430 ) . در راور كرمان هم يك خانواده مدعى است كه چاقويى از آل گرو دارد و آل به خانوادهء آن‌ها آسيب نمىرساند ( ياسايى : 30 ) . به نظر مردم مشكين‌شهر آل جانورى است خيلى شبيه جن و ششه ، قيافه‌اش به زن‌ها شباهت دارد و صاحب دماغ قرمز بزرگ و پستان‌هاى بزرگ است ، هيچ‌وقت به چشم ديده نمىشود و از بسم اللّه وحشت دارد . دعانويس با فرو بردن سنجاق و خواندن اوراد نه تنها او را فرارى مىدهد ، بلكه مىتواند اسير و بندهء اهل خانه كرده به كارش وادارد . آل وقتى اسير خانه‌اى