محمد سعيد جانب اللهى

304

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

1 . ملا دعايى مىخواند تا جن‌ها از اطراف مريض دور شوند . 2 . ملا آيهء موسوم به جنيان مىخواند ، جن اگر در آن اطراف باشد ، خود را به ملا معرفى مىكند . ملا از جن مىخواهد كه دست از مريض بردارد ، اگر جن برود مريض خوب مىشود ، ولى اگر بماند ، ملا جن را به شيرى كه از مادرش خورده سوگند مىدهد ، اگر قبول نكرد ، او را به نگين انگشتر حضرت سليمان قسم مىدهد ، چون جن‌ها براى شير مادر و انگشتر حضرت سليمان احترام ويژه‌اى قائلند و توهين به آن را گناهى بزرگ مىشمارند ، با اين سوگندها جن از كلهء بيمار خارج مىشود ( همان : 249 ) . سرطشت نشاندن : در ميبد اگر جن كسى را ديوانه كرده باشد ، سفره‌اى مىاندازند و بيمار بر سر سفره مىنشيند و درون سفره ، هفت شيرينى ، يك كاسه آرد ، تخم‌مرغ ، چوب هفت ميوه ، برنج ، عدس ، ماش ، نخود ، لوبيا ، پنير ، سبزى ، نمك و يك كاسه آب و چوب درخت انار شيرين با نظم خاصى مىچينند . جادوگر در حالت خلسه با چوب به كاسه يا طشت آب مىزند و با اوراد عجيب و غريب جن‌ها را احضار مىكند . اگر اثر انگشت جن بر نمك بماند از ما بهتران آشتى كرده‌اند و بيمار بهبود مىيابد ( حيدريه‌زاده : 85 ) . در ميرجاوه براى درمان جن‌زدگى بايد به اصطلاح تائيت ( تعويذ ) بگيرند . ملا دعايى مىخواند و به مريض فوت مىكند ، جن خودش را نشان مىدهد ، ملا از او علت دشمنى را مىپرسد ، جن مىگويد ، مثلا من در فلان‌جا نشسته بودم ، او آمد ، از روى من عبور كرد ، يا بچهء مرا لگد كرد . ملا مىپرسد براى بخشيدن او چه خواسته‌اى دارد ، آن خواسته را مىپذيرد و جن را قسم مىدهد ديگر به مريض آسيب نرساند ( جانب اللهى ، 1381 : 249 ) . در كوهمره دعانويس قبل از نوشتن دعا براى بيرون كردن جن از تن مريض بزرگ‌سال او را با طناب بسته و با تركهء انار به شدت كتك مىزند به طورى كه گاه ممكن است منجر به مرگ او شود ( موسوى : 13 ) . آل‌زدگى 1 . ناراحتى روانى زائو : در مشكين‌شهر اگر زائو بعد از زايمان دچار ناراحتى روانى شود نشانهء اين است كه دچار آل‌زدگى شده است . مريض را روى دو زانو مىنشانند ، يك نفر بالاى سرش پيت يا تشت مىكوبد تا آل از آن دوروبر فرار كند و زن ديگرى روبرويش مىنشيند و مرتب سيلى به صورت زائو مىزند و تندتند مىگويد : « بگو بسم اللّه ، بگو يا مريم » . يك نفر سنگ اجاق را مىبرد و به آب مىاندازد ، نفر ديگر مأمور مىشود با داس آب را بزند و شوهر زن مجبور است ، در