محمد سعيد جانب اللهى
298
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
مىچرخاند و در هنگام چرخاندن ، نام تمام مردههاى آشنا را يكىيكى مىآورد . هرجا قاشق با گفتن نامى با آب تماس گرفت ، مىگويند همان او را گرفته و قبض روح كرده است . براى آزاد شدن مريض براى مرده فاتحه و سورهء ياسين مىخوانند و از هفت جيب مقدارى پول برداشته خاك هفت خانه را جمع مىكنند و از هفت ميخ چوبى كمى چوب مىكنند و هنگام غروب آفتاب آنها را با اسپند ، موى گربه و پوست پياز مىسوزانند و خاكسترش را در چهار كنج خانه مىريزند ( وجدانىفر و ديگران : 317 ) . ترس يا وقتزدگى : نوزاد به حالتى مىگويند كه معمولا در خواب از جا مىپرد . در بوشهر براى درمان مادر همراه با دخترش در وسط كوچه تنورى گرم مىكنند و روى آن آبنمك مىريزند و نوزاد را از روى تنور سه بار ردوبدل مىكنند ( افشار سيستانى ، 1369 : 169 ) . در ميبد مقدارى زاج در دستمال ريخته و شب يكشنبه به سر مريض مىبندند صبح آن را باز مىكنند و در آتش مىاندازند ، شكل هر چيزى كه شد ، بچه از آن ترسيده است ، بعد زاغ را از آتش بيرون مىآورند و در آب جارى مىاندازند و مىگويند ، درد و بلاى بچه ما را آب ببرد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در خوزستان براى درمان ورم گلو كه ناشى از ترس است ، در كاسهاى آب و خاكستر مىريختند و دست بچه مىدادند و مىگفتند ، پشت به ديوار ايستاده و كاسهء آب و خاكستر را به ديوار بپاش ، از نقشى كه به ديوار مىافتاد به انسان يا هر حيوانى شبيه بود ، مىگفتند ، از آن ترسيده است ( افشار سيستانى ، 1370 : 318 ) . چشمزخم : آسيبى است كه از طرف انسانهاى چشمشور به انسان و حيوان حتى اشيا وارد مىآيد . علت چشمشورى : به نظر مردم ميبد اگر زن باردارى به ميت غسل ندادهاى نگاه كند ، چشم بچهاش شور خواهد شد ، حتى در حالت احتضار و در لحظهء مردن كه به علت فشار جان دادن اشك از چشم انسان مىآيد ، اگر زن حامله كسى را در اين حال ببيند و چشمش به اشك مرده بيفتد ، چشم بچهاش شور مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . انواع شورچشمى : در باور مردم ميبد چشم شور دو نوع عملكرد دارد : الف - چشمى است كه به جگر انسان مىزند كه درمان ندارد و چشمخورده حتما مىميرد . ب - اگر چشم به گوشت بدن انسان بخورد ، گوشت مىريزد و چشمخورده بهبود مىيابد ، يعنى آنقدر لاغر مىشود تا تمام گوشتى كه چشمخورده آب شود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . آگاهى از شورچشمى : برخى از كسانى كه شورچشم هستند از وضعيت و حتى ميزان تأثير شورچشمى خود وقوف دارند ، در اين مورد تمثيلى وجود دارد كه روزى آهنگرى شورچشم شتر چاقى