محمد سعيد جانب اللهى

282

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

مىماند ، ولى به اصطلاح صاف مىشود و ديگر به مركب خود را آزار نمىرساند . البته در بعضى موارد زار به هيچ وجه راضى نمىشود و مركب خود را رها نمىكند . به چنين شخصى تهرن « 1 » زار مىگويند كه همه او را رها و حتى از روستاى خود بيرون مىكنند ( همان : 51 ) . در لحظه‌اى كه زار مىخواهد از تن شخص مبتلا خارج شود ، زمانى كه نعش شد او را از عقب مىگيرند ، مىكشند و روى زمين درازش مىكنند ، در اين حال بايد رو به قبله باشد ، اما سر او نبايد به زمين برسد . يك نفر پاهاى او را مىگيرد و بابا به او مىگويد ، با مشت محكم به سينهء خود بكوبد . در چنين حالتى كسى نبايد صحبت كند ، زيرا ممكن است ، زار بعد از خروج از تن بيمار وارد بدن او شود ، وقتى زار از بدن خارج شد ، كه البته خروج او را فقط بابا يا ماما تشخيص مىدهد ، بيمار را طورى مىنشانند كه نوك انگشتان پايش به زمين بچسبد ( همان : 52 ) . زارهاى مشهور سواحل هرمزگان نيز با چابهار بعضا هم‌نام يا متفاوت هستند . مشهورترين آن‌ها به شرح زير است : متورى « 2 » ، شيخ شنگر « 3 » ، دينگ مارو « 4 » ، ام‌گاره « 5 » ، بومريوم « 6 » ، چين‌ياسه « 7 » ، په‌په « 8 » ، داىكتو « 9 » ، بوجمبه « 10 » ، بابور « 11 » ، نمرود « 12 » ، تقرورى « 13 » ، قصاص ( همان : 58 ) . پرخان در قوم پزشكى يك شيوهء درمان ديگرى هم بين تركمنان به نام پرخان « 14 » وجود دارد ، كه شبيه زار و باد است و با موسيقى و اجراى مراسم خاص درمان مىشود ، اين مراسم در فضاى بستهء آلاچيق و با حركات محير العقول اجرا مىشود . مريض نقشى در درمان خود ندارد . فقط ساكت و بىحركت

--> ( 1 ) . tahran ( 2 ) . maturi ( 3 ) . s ? angar ( 4 ) . dingm ro ( 5 ) . omg re ( 6 ) . bumaryom ( 7 ) . c ? iny se ( 8 ) . pepe ( 9 ) . d yketo ( 10 ) . bujambe ( 11 ) . b bur ( 12 ) . namrud ( 13 ) . taqruri ( 14 ) . porx n