محمد سعيد جانب اللهى

200

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

آسم : در تهران مريض بايد بول شتر بخورد ( شهرى : 5 / 424 ) همچنين بر كف دستش روغن ماليده جلو گربه بگيرد تا بليسد ( همان‌جا ) . يبوست : در گيلان پهن گاو را در تابه مىريزند و كمى زهره گاو در آن مىاندازند و بر روى آتش گرم مىكنند ، بيمار را طاقباز مىخوابانند و پهن گرم شده را روى شكمش مىريزند و با پارچه‌اى مىبندند ( پاينده : 257 ) . يرقان : در گيلان باقلاى مازندرانى را در شاش خيس مىكنند و به بيمار زردى گرفته مىدهند ( پاينده : 259 ) . در اردبيل انجير خشك را به ادرار پسربچه آغشته كرده به مريض مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 315 ) . آبله : در روستاى درام ( زنجان ) پهن خشك‌شده و كهنهء گاو را سوزانده و آن را بر بدن بيمار مىرسانند و از دادن غذاهاى آب‌دار به مريض خوددارى مىكنند . زيرا مانع خشك شدن آبله مىشود ( سپهرفر و ديگران : 239 ) . كچلى : در الموت عنبر نصارا را سوزانده با شير زن مخلوط كرده با پارچهء آب نديده به سر مىبندند ( حميدى و ديگران : 233 ) . زگيل : در روستاى شيخ خلف شوش بر اين باورند ، كه اگر مادر زگيل سوزانده شود همه از بين مىروند ، لذا براى سوزاندن آن پشكل گوسفند را روى آتش داغ مىكنند و روى زگيلى كه از همه بزرگ‌تر است مىگذارند ( تراب‌زاده و ديگران : 140 ) . سياه‌زخم : در روستاى تلخاب ( زنجان ) محل دانه را با مدفوع سگ و فضلهء مرغ مىبندند . كه اين عمل موجب چرك كردن موضع شده و چرك خارج مىشود ، سپس گياه بات‌بات را جوشانده با مقدارى آرد ، خمير درست مىكنند و بر موضع درد مىمالند . در روستاى درام ( زنجان ) طحال خوك را بر روى زخم قرار مىدهند تا خوب شود ( سپهرفر و ديگران : 240 ) . تب كهنه : در بوشهر كه بيشتر كودكان مبتلا مىشوند ، براى درمان آن ادرار گوسفند مادهء سياه‌رنگ را به كودك مىخورانند ( افشار سيستانى 1369 : 168 ) . اگزما : در خراسان عنبر نصارا را دود مىكنند و كاسهء سفالينى وارونه بالاى آن نگاه مىدارند ، همين كه جدار داخلى كاسه زرد شد ، با پنبهء زردى آن را جمع مىكنند و به صورت بچه مىمالند ( شكورزاده : 233 ) . خنش رحم « 1 » : اگر زن آبستن رحمش خنش مىكرد ، مهرهء خر را مىسابيد و به رحمش مىماليد

--> ( 1 ) . xenes ?