محمد سعيد جانب اللهى
156
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
خريدن آبله ( - مايهكوبى سنتى ) . حصبه علامتش سردرد و سرگيجه و تب شديد و احيانا بيهوشى است . اگر حصبه خفيف باشد گيجى و مدتش نوزده تا بيست و يك روز است ( همايونى ، 1353 : 39 ) . در شيراز براى درمان نيلوفر ، كاسنى ، ريشهء شيرينبيان ، گل بنفشه و پرسياوشان و عرق كاسنى را جوشانيده و سپس با پارچهء نازك و سفيدى آن را صاف مىكنند و با كمى ترنجبين به مريض مىدهند ، بعد از چند روز شيرخشت را در آب خيس كرده با روغن بادام و بعد آب هندوانه و آبليمو به مريض مىدهند ، چيزهاى بودار مثل سير و پياز ، نعناع و سرخكردنى و ماست و ترشى نبايد به مريض داد ( همانجا ) . در زنجان در اثر اين مرض همراه با تب شديد دانههاى سياهرنگ بر سطح بدن ظاهر مىشود كه نوشيدنى خنك به مريض مىدهند و در بسترش برگ بيد مىريزند و مقدارى از آن را مىجوشانند و به خورد او مىدهند ( سپهرفر و ديگران : 245 ؛ نيز - درمان با مواد لبنى ؛ حشرهدرمانى ) . زردريش به صورت دانههاى ريز و زرد در بدن بچه ظاهر مىشود ، در شيراز براى درمان مخلوط حناى ساييده و روغن يا ريشهء شيرينبيان روى آن مىمالند و همچنين كازو را سوزانيده و سوزاندهء آن را مىسابند و روى زخم مىمالند ( همايونى ، 1353 : 40 ) . شاشسوز سوختگى بغل پاهاى بچه است كه در اثر قنداق شدن به وجود مىآيد . در ميبد بيدپو ( گرد قهوهاى رنگى بود كه از تنهء درخت بيد كهنسال به دست مىآمد ) به پاى بچه مىپاشيدند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در بافق خوشهء خشك درخت نخل نر را در هاون مىكوبند و پودر آن را روى محل سوختگى مىپاشند . همچنين با گردى قهوهاىرنگ كه از قارچ خشكشده به دست مىآيد درمان مىكنند ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) .