محمد سعيد جانب اللهى
157
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
آبلهمرغان در گيلان سفيداب دانه را با شير زن دختر زاييده مخلوط مىكنند و به تن بچه مىمالند ( پاينده : 261 ) . يبوست در گيلان كمى پنبه روى ساقهء نازك جارو مىپيچند و در روغن كرچك مىزنند و شياف بچه مىكنند ( پاينده : 261 ) . تب كهنه ( - درمان با ادرار و فضولات حيوان ؛ شوكدرمانى ) . شاشبند ( - درمان با ادرار و فضولات حيوان ) . شبادرارى در خراسان چند دانه جو در آتش انداخته مىسوزانند و در هاونى مىكوبند و سپس گرد جو را با سفيدهء تخممرغ مخلوط مىكنند و يك قاشق عسل هم بر آن مىافزايند و از اين سه ماده مرهمى مىسازند ، چند روز پىدرپى مرهم را به كمر بچه مىچسبانند ( شكورزاده : 261 ) . در اصفهان از قرص كمر ، تخم و برگ مورد ، پوست انار ، خولنجان « 1 » استفاده مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در اردكان از ضعف عمومى مىدانند ، لذا مريض بايد تقويت شود و هر روز صبح ناشتا به اندازهء يك نخود اشترك بخورد ( طباطبايى : 694 ) . در روستاى كياكلا ( قائمشهر ) نبات را داغ مىكنند ، به نحوى كه رنگش تيره شود سپس هر صبح ناشتا قدرى از آن را به كودك مىدهند ، در روستاى دوك ، سنجد و زيره را به مريض مىدهند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 247 ؛ نيز - درمان با امعا و احشاى حيوان ) . لكنت زبان در خراسان قدرى زنجفيل پرورده و گل سرخ محمدى و شهد قند و نبات را مخلوط كرده در ظرفى مىجوشانند و آنقدر حرارت مىدهند تا كاملا سفت شود ، بعد آن را به قسمتهاى كوچك
--> ( 1 ) . xulenj n