محمد سعيد جانب اللهى

154

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

زردى در خوزستان به مريض بادام شور مىخوراندند كه آب زياد بخورد و زردى بپرد ( افشار سيستانى : 320 ؛ - پوست‌درمانى ، خون‌درمانى ) . سرخك خطر آن وقتى است كه دانه‌ها بيرون نريزد ، در بلوچستان براى بيرون ريختن دانه به مريض خاكشير يا سيرك « 1 » ( سير ) مىدهند ( جانب اللهى ، 1381 : 250 ) . در ميبد براى اينكه به اصطلاح جهون‌تر دربياد ( دانه‌ها بهتر بيرون بريزد ) بايد بدن يا حد اقل شكمش را با پارچهء قرمز بپوشانند ، وقتى دانه‌ها بيرون ريخت و خشك شد ، بايد آب به سر بچه بريزند ، كه معمولا در خانه آب را گرم مىكردند و به سر بچه مىريختند و پيراهن نو كه به عنوان خلعت سرخك هست تن بچه مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در بافق شيرخشت در آب خيسانده به مريض مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 120 ) . در لرستان و ايلام : نوشاندن آب شيرخشت ، جوشاندهء عناب ، خوردن عدس آب ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 254 ) . در خراسان تا روز هفتم به بچه خوراكىها و غذاهاى سرد مىدهند ، مانند شيرخشت و گل تاج خروس و عناب و سوپ جوجه خروس و امثال آن‌ها ، روز هفتم و هشتم قدرى پرسياوشان و گل بنفشه و گل ختمى دم مىكنند و به بچه مىدهند ، تا تبش قطع شود ؛ اگر قطع نشد ، با جوشاندهء گل ختمى او را تنقيه مىكنند ، تا باد سرخك از جگرش بكشد و از او دفع مرض كند ، براى خارج كردن باد سرخك از تن بچه نيز روز دوازدهم چشوم به بچه مىدهند ( شكورزاده : 268 ؛ اعظمى : 57 ) . در شيراز عناب را در عرق شاهتره انداخته به بچه مىدهند ، سه روز پشت سر هم بايد خاكشير شسته با آب سرد و شكر به او داد ، غذايش آش ماشك بدون روغن است و تا چهل روز بايد بچه پرهيز كامل داشته باشد و لب به ترشى و گوشت نزند ( همايونى ، 1353 : 38 ؛ نيز - باوردرمانى ، درمان با منشأ حيوانى ؛ سفال‌درمانى ؛ دوددرمانى ) . اگزما ( - سنگ‌درمانى ) .

--> ( 1 ) . sirk