محمد سعيد جانب اللهى
117
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در مهريز از شيرهاى كه با جوشاندن ريشهء متك « 1 » ( شيرينبيان ) به دست مىآيد ، براى اين منظور استفاده مىشد ( جانب اللهى ، 1386 : 67 ) . در ميرجاوه كتيرا را سابيده پودر آن را در آب حل مىكنند و به كار مىبرند ( جانب اللهى 1381 : 246 ) . در سنگسر كوبيدهء مورد و زردهء تخممرغ يا پيهء بز و موم ( گاهى با اندكى كره ) را ذوب مىكنند و مىگذارند سرد شود و به عنوان مشما استفاده مىكنند ( اعظمى : 57 ) . در الموت اين مرهم را از تخممرغ و سوختهء برگ گردو و خاكستر استخوان سگ تهيه مىكنند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 233 ) . در گيلان روناس خيس كرده را با زردهء تخممرغ و ترياك و نمك و فلفل و پلو نيمپخته مخلوط مىكنند ( پاينده : 256 ) . در گياهدان ( روستايى از قشم ) دانه انزروت را مىكوبند و با آب نيمگرم خمير مىكنند ( نوربخش : 319 ) . در كرمان از متكى ( متك ) « 2 » يا بيخآدور « 3 » كه آن را نرم مىكوبند و با تخممرغ خمير مىكنند ، استفاده مىشود ( ستوده : 24 ) . در هزاوه با مورت و تخممرغ يا با زفت و تخته مىبندند . از موميايى نيز استفاده مىشود ( ضيغمى : 171 ) . در لرستان استخوان شكسته را كه بد جوش خورده باشد ، براى اينكه از هم باز كرده و دوباره خوب ببندند ، شيره برگ درخت وزم « 4 » را با دنبهء گوسفند يك ساله مخلوط مىكنند و روى محل شكستگى استخوان مىبندند ، پس از يكى دو روز استخوانها از هم باز مىشود و آنگاه استخوان را درست جا مىاندازند و مىبندند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 279 ) . در اردبيل براى شكستگى پاشنهء پا ، عضو آسيبديده را در داخل استوانهء چوبى قرار داده و جا مىاندازند . سپس تركيبى از تخممرغ ، عسل ، نمك و روناس را بر موضع درد مىمالند و كف پا را با يك تختهء صاف محكم مىبندند ( وجدانىفر و ديگران : 309 ) . در شهركرد مقدارى روناس و زرده تخممرغ خمير مىكنند و با موم زنبور عسل روى شكستگى مىگذارند ( حسنى و ديگران ، 1375 : 162 ) .
--> ( 1 ) . matk ( 2 ) . motteki همان گياهى كه رب السوس از آن گرفته مىشود كه براى شكستگى بسيار مفيد است ( ستوده : 167 ) . ( 3 ) . bix dur ريشهء گياهى وحشى است ( ستوده : 24 ) . ( 4 ) . vezm درختى است به اندازهء درخت انجير كه برگ آن شبيه برگ زبان گنجشك است .