بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

130

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

3 ) مثبت‌نگرى : يكى از عوامل فشار روانى ، منفىنگرى و بدبينى است . بدبين چون از رابطه خود و اجتماع و هستى توجيهى عقلانى و منطقى ندارد ، حوادث را امورى تحميلى مىداند و سنگينى فشار روانى را بر وجود خود هموار مىكند و گويا با جهانى از اشباح روبه‌رو است و همه را بر ضد خود مىپندارد . هرچند عوامل مختلفى در گسترش بدبينى مؤثر است ولى نوع نگرش انسان و جهان‌بينى او در اين جهت ، بسيار مهم و تعيين‌كننده است . پوچ‌گرايى و شكل‌گرايى كه به‌معناى انكار غايت معقول براى هستى و دست نيافتن به تحليل رضايت‌بخش از هستى است ، مىتواند به تنهايى باعث بدبينى شود و يا ماده‌انگارى كه براساس آن ، جهان مجموعه‌اى به هم برآمده از اتم‌هاى پراكنده است كه بىانگيزه و غايت و از سر تصادف به هم پيوسته‌اند و زندگى دست‌خوش سيرى بىمعنا است ، حاصلى جز بدبينى به نظام خلقت ندارد . يك فرد بىايمان در كشور هستى ، مانند فردى است كه در كشورى زندگى مىكند كه قوانين كشور را فاسد و ظالمانه مىداند و چاره‌اى جز پيروى ندارد . درون چنين فردى همواره پر از عقده ، كينه و اضطراب است . او هرگز به فكر اصلاح خودش نمىافتد . چنين كسى هرگز از جهان لذت نمىبرد و جهان براى او همواره مانند يك زندان هولناك است و سبب بروز اضطراب در وجود او مىشود . قرآن كريم مىفرمايد : « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً » ( طه / 124 ) ؛ هركس از توجه و ياد من رو برگرداند ، زندگى سخت و پر از فشارى خواهد داشت . آرى ، ايمان است كه زندگى و شرايط سخت و پرپيچ و خم آن را در درون جان ما و براى ما آسان مىكند و مانع فشار عوامل روحى و اضطراب‌آور مىشود . اما حالت فرد با ايمان در كشور هستى ، مانند حالت فردى است كه در كشورى زندگى مىكند كه قوانين و دستورهاى حكومتى آن كشور را صحيح و عادلانه مىداند ، به حسن نيت گردانندگان اصلى كشور نيز ايمان دارد و قهرا زمينه ترقّى و تعالى را براى خودش و همه افراد ديگر فراهم مىبيند و معتقد است : تنها چيزى كه ممكن است موجب عقب‌ماندگى او بشود تنبلى و بىتجربگى خود او و انسان‌هايى مانند اوست كه مانند