بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
104
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
امتحان انسان و نيز روشن شدن نتيجه براى انسان است و حتى منجر به رشد و تعالى انسان مىشود ، صورت مىگيرد و سعى مىشود به جاى تمركز بر مشكل به نحوه مقابله با مشكل تاكيد شود و فرد از حد اكثر منابع مقابله خود استفاده مىشود . فرضيه دوم ، چهارم و هفتم پژوهش به تاثير آموزش صبر بر افزايش شادكامى به ترتيب در افراد مضطرب ، افسرده و مضطرب - افسرده اشاره دارد كه نتايج آمارى تحقيق ، به تاثير آموزش صبر را تاييد مىكند كه با تحقيقات خارج از كشور از جمله اينگلهارت ( 1990 ) ، آرجيل ( 2000 ) ، فرانسيس و رابينز ( 2000 ) ، فرانسيس و ديگران ( 2003 ) ، بارون ( 2006 ) و موريرا - آلميدا ( 2006 ) و با تحقيقات داخل كشور از جمله آرين ( 1380 ) و يزدانى ( 1382 ) همسو است . در آموزش صبر افراد مىآموزند هنگام برخوردارى از امكانات و نعمتهاى الهى نيز صبور باشند ، يعنى ديگران را در آن آرامش و نعمت از طريق انفاق ، يارى رساندن و ايثار سهيم نمايند . اين رفتارها به بالا رفتن هيجانات منفى كمك مىكند و درنتيجه فرد احساس شادكامى بيشترى مىكند . همچنين در اين آموزش افراد با كنترل خود در برابر برخى از گناهان شنيدارى و گفتارى ، روابط خود با ديگران را بهبود مىبخشند . چرا كه بدگويى ، تهمت ، ناسزاگويى و افشاى اسرار ديگران منجر به كينهورزى شده و مهرورزى بين انسان ها را تضعيف مىكند . با صبر در برابر اين گناهان ، مهرورزى بين انسانها بيشتر شده و افراد احساس شادكامى و رضايت بيشترى از زندگى پيدا مىكنند . فرضيه سوم و ششم به تاثير آموزش صبر بر كاهش افسردگى به ترتيب در افراد افسرده و افراد مضطرب - افسرده اشاره دارد . نتايج آمارى تحقيق نيز اين مطلب را تاييد مىكند و اين يافته با تحقيقات خارج از كشور از جمله پيچر و ادواردز ( 1984 ) ، پروپست و همكاران ( 1992 ) ، ازهر و وارما ( 1995 ) ، رضا على و همكاران ( 1998 ) ، كوئينگ و همكاران ( 1998 ) ، برام و ديگران ( 2001 ) و اسميت و ديگران ( 2003 ) و با تحقيقات داخل كشور از