بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
69
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
و عملى معتقد است و تنها كارى را اخلاقى مىداند كه اختيارى و موافق با قانون باشد و با انگيزه انجام وظيفه صورت گيرد . اخلاقى بودن مستلزم اين است كه مردم وظايف اصلى يا الزامات قانونى خود را انجام دهند و ملاك تصميمگيرى براى درست يا غلط بودن يك عمل از نظر اخلاقى اين است كه آيا آن عمل وظيفه يا تكليفى را شامل مىشود يا خير . يكى از مبلغين متنفذ اين ديدگاه فيلسوف آلمانى ايمانول كانت بود . او عقيده داشت قوانين اخلاقى همانطور كامل و دقيق و منطقى هستند كه قوانين علمى و بگونهاى جهانشمول قابل اجرايند . وى بر اين باور بود كه شعور آزاد بشرى يا همان وجدان او والاترين اصل اخلاقيات و معيار عمل است . بر مبناى مكتب كانت ، وظيفه ناشى از درك عقلى است و عقل حسن آن را درك مىكند چون از بديهات است و ما الزام داريم در هر وضعيت براساس يك اصل واحد عمل كنيم و در موقعيتهاى مشابه بدون توجه به زمان ، مكان يا فرد ، همان عمل را انجام دهيم . اين تئورى به سه مكتب يا گروه فلسفى تقسيم مىشود . * فلسفه مستدل و عقلى : كه براساس آن اعمال مىبايست منطقى و منشعب از نيت و خواست خوب و خير باشند . يك نام شناخته شده در اين گروه امانوئل كانت مىباشد كه به وظيفه بهعنوان هدف غايى عقيده داشت . او براى اخلاقى بودن يك عمل دو معيار را پيشنهاد كرد : 1 - آيا درصورتىكه اين عمل بطور جهانشمول يا به عبارت ديگر توسط هركسى انجام شود مناسب خواهد بود ؟ 2 - آيا در اين عمل انسان بهعنوان وسيلهاى براى رسيدن به هدف در نظر گرفته مىشود و يا نه هدف غايى خود انسان است . بهطور كلى « دستور مطلق » كانت مىگويد : « تنها براساس قاعدهاى عمل كنيد كه براساس آن بتوانيد همزمان اراده نماييد كه آن قاعده يك قانون جهانشمول گردد و تا سرحد قانون كلى اعتبار يابد . » و « به نحوى با ديگران