بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

70

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

رفتار كن كه دوست دارى ديگران همان گونه با تو رفتار كنند و رفتارت با ديگران به‌گونه اى باشد كه انسان هميشه غايت باشد ، نه وسيله . » نكته مهمى كه پيروان اين نظريه به آن معتقد هستند « احترام به انسان » مىباشد . آنها تاكيد دارند كه انسان نبايد هرگز از يك انسان ديگر به‌عنوان وسيله‌اى جهت مقاصد خويش استفاده كند . مركز و محور تئورى كانت احترام و ارزش نهادن به استقلال فرد مىباشد . * گروه دوم : وظيفه‌گرايى بر مبناى « احاديث و روايات » كه برخواسته از اعتقاد به خدا و مقدسات زندگى است . هر دينى در ارتباط با رفتارها دستورالعمل‌هايى دارد كه مىتوان بر اساس آنها اقدام كرد . در صورت پيروى از اين دستورات موارد كمى براى تعارض و تضاد باقى مىماند . * گروه سوم : « حقايق بديهى » يا « شهودگرايى » كه نياز به استدلال و منطق ندارد و ذات بشر آزاد آن را بطور فطرى پذيرفته است . از نظريه‌پردازان اخير اين مكتب Ross مىباشد كه مبناى نظريه او Prima facie duties يا « وظايف بديهى » مىباشد كه به‌عنوان تكاليف اصلى با تامل و تعقل ، بديهى و آشكار مىشوند . او در اين رابطه هفت وظيفه بديهى را بيان مىكند كه انجام و تعهد به آنها براى مردم قابل قبول است . اين هفت نظريه عبارتند از : راستگويى و صداقت ، سودمندى ، عدم آسيب رساندن ، انصاف و عدالت ، حق‌شناسى و قدردانى ، جبران اشتباه ، ارتقاء و پيشرفت شخصى . اگر چه سياست كلى مراقبت‌هاى درمانى براساس سودمندى است . اما نگرش كلى حرف پزشكى به سمت فرايند وظيفه‌شناسى است . در حقيقت وظيفه‌اى كه همه پرسنل پزشكى با آن به خوبى آشنا هستند « وظيفه مراقبت » يا « Duty of care » است كه حد اقل چهار قسمت اول وظايف فوق را برمىگيرد . هنگامى كه وظايف بديهى باهم در تعارض باشند ، بهترين كارى