بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

46

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

محيط ، بر نفس و بر عقل ) . با داشتن تسلط لازم و كافى ، انسان سالك و راهرو ، از كليه مسائل خود و پيرامونش و از جبرهاى درونى و بيرونى رها شده و به نوعى فراغت خواهد رسيد و به تبع آن حب و بغض‌هاى وى امرى مىشود نه نفسى و پس از آن مىتواند دست به " توليدات فرهنگى " بزند كه طراحى علمى زندگى يكى از آن‌ها است . وى با شناخت ابعاد وجودى خود سيرى از وحدت به كثرت و كثرت به وحدت و با خط پايه‌ى طراحى علمى زندگى خويشتن به « خودمشاهده‌گرى » ، « خودآغازگرى » ، « خودقضاوتى » ، « خودحفاظتى » و « خودشكوفاگرى » خواهد رسيد . زمينه‌ساز تسلط بر خود ، داشتن خلوت ، تصفيه و تفكر بر خود است . تسلط بر جسم و فراغت از جسم به انسان امكان توسعه علمى مىدهد . ظهور بركات و عنايات ، مرهون رشد علمى و عملى جامعه است و امت اسلامى در پرتو ايمان و عمل صالح به اين فيوضات الهى بار مىيابد " « 1 » . جامعه دينى ، جامعه‌اى است كه در آن مقتضيات رشد موجود باشد و موانع رشد مفقود و پيداست كه بنياد بدل‌ناپذير ايجاد مقتضيات رشد در جامعه ، اجراى عدالت است . جامعه‌اى كه در آن سلامت روانى وجود نداشته باشد به رشد نمىرسد و سلامت روانى هنگامى تأمين مىشود كه افراد يك جامعه و خانواده‌ها از اضطراب و ناكامى و تعارض مصون باشند . رفع اضطراب روانى كه مادر بيمارىهاست و عوامل آن ، وجود تنش‌هايى است كه آرامش روحى انسانها را برهم مىزند و ناكامى ( نرسيدن به خواسته‌ها و محروميت ) و تعارض ( انتخابهاى اجبارى ) همه در گرو اجراى عدالت است . براساس شناخت قرآنى با تبيين معصوم ( ع ) ، نقطه‌ى اوج كمال انسان در تقوا دانسته شده است و راه رسيدن به تقوا را عدالت دانسته‌اند . « اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » ( مائده / 8 ) . چنانچه عدالت را از زندگى حذف كنيم ، وجودى براى هستى باقى نخواهد ماند كه عدل پايه و بنيانى است كه قوام و استوارى جهان به او است . « العدل اساس به قوام العالم » « 2 » . در آغاز

--> ( 1 ) . همان ، ص 133 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 75 ، ص 83 .