بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
44
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
رفتن آنها مىشود . بروز دردهاى احشايى نيز از نشانههاى اين بيمارى است . انتشار ضايعه پوستى صورت به پلك چشم سبب اختلال در باز و بسته شدن آن گرديده ، ممكن است به خشكى قرنيه ، ضايعات ديگر چشمى و سرانجام كورى بيمار بينجامد . انتشار ميكروب جذام به دستگاه تناسلى مردان بالغ در مراحل پيشرفته ، سبب عقيم شدن آنها مىگردد 3 ، 4 ، 5 ، 6 و 7 . فرق ضايعه پوستى در جذام با « vitiligo » در اين است كه تغيير رنگ پوست در جذام ، همواره با اختلال حسى موضعى نيز همراه است ، اما در « vitiligo » در ناحيه از بين رفتن رنگ پوستى ، هرگز اختلال حسى بهوجود نمىآيد . تا قبل از كشف عامل ميكروبى آن ، يعنى « Mycobacterium Leprus » و درمان مربوط در قرن جديد ، جذام كه از بيمارىهاى مزمن و مسرى است ، بسيار آزاردهنده و صعب العلاج و در مواردى كشنده بوده است . در كتاب « معجم الفاظ القرآن كريم » ( چاپ مصر ، 1290 هجرى 1970 م ) نيز در شرح كلمه « الابرص » آمده است : « البرص هو ابيضاض الجلد من فقد خضابه و يحدث علي شكل بقع مختلفه الحجوم و هو عرض من أعرض الجذام المتعددة و الابرص هو المصاب بذلك الداء » : برص عبارت است از سفيد شدن پوست در اثر از بين رفتن رنگ طبيعى آن و بهصورت لكههايى برجسته در حجم و اندازههاى مختلف پديدار مىگردد و اين نوعى از انواع چندگانه جذام است و « ابرص » به اين نوع بيمارى گفته مىشود . شناخت بيمارى « برص » به عنوان يكى از انواع جذام ، مطابق شرحى كه در اين لغتنامه الفاظ قرآن كريم نيز ذكر شده ، واقعىتر و صحيحتر مىنمايد كه