احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
941
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
( جوششيرين ) و مواد ديگر هم مىباشد . صافىهاى كليه از حيث نحوهى عمل يكى از جالب توجهترين اعضاى بدن به شمار مىآيند . هر صافى عبارت است از : 20 تا 40 رگ كوچك به اندازهى رگهاى مويى ( عروق شعريه ) كه در يك فضا به شكل كپسول مجتمع شدهاند و خون وقتى از راه ريه وارد اين كپسولها مىشود ، به محض وصول به آنجا رگهاى مزبور آن را جذب مىكنند و آنوقت مانند آب كه از لابهلاى تار و پود يك پارچهى نازك ظريف مانند ململ عبور مىكند ، خون هم از لابهلاى تاروپود ديوارهى رگهاى مويى مىگذرد و بر اثر اين عمل تصفيه انجام مىشود و مقدارى از زهرهاى خون از جمله ( اوره ) از خون مجزا شده و قطرهقطره بعد از عبور از لولههاى باريك مانند لولهى آب به مثانه مىرسد . ( البته ناگفته نماند كه لولههاى مزبور را نبايد با رگهاى خون اشتباه كرد ) . همانطور كه گفتيم اوره و ساير زهرها قطرهقطره وارد مثانه مىشود ، وقتى وارد مثانه شد آنوقت است كه انسان احساس مىكند كه احتياج به ( ادرار ) كردن دارد يعنى پيشاب ( شاش ) در كپسولهاى مذكور خون پيوسته وجود دارد ولى در لولهها موجود نيست . لولههاى موصوف از كپسولها به مثانه كشيده شده و در واقع لولهها به منزلهى مجراى فاضلاب هستند كه كثافات خون را به طرف مثانه مىبرند ، بهطورى كه گفته شد در خون مواد عديدهاى ديده مىشود كه به اتفاق خون وارد كليهها مىگردند و بعد از اينكه خون از صافىها گذشت و به بدن برگشت آن مواد نيز به بدن برمىگردند . در اين حال و وضع صافىهاى كليه شبيه به صافىهايى است كه در آشپزخانهها به كار مىبريم ( آبكش ) ، مثلا پلو يا اسفناج يا سبزى پخته شده را در صافى يا آبكش مىريزيم كه آب از آن خارج شود و بعد از اينكه آب آن خارج گرديد ، خود آن اسفناج يا پلو را جهت پختن و دم كردن مجددا به ديگ برمىگردانيم . در مورد مواد موجود در خون هم كليه به اين ترتيب عمل مىكند و پس از اينكه ( اوره ) به صورت ادرار از خون جدا گرديد و خون از اين حيث مصفا شد ، موادى كه در خون موجود بود به بدن مراجعت كرده و فقط مقدار كمى از آنها با ادرار خارج مىشود . كليهها مانند قلب يكى از اعضاى بااستقامت بدن هستند و به زودى از كار باز نمىافتند ولى مردم دنيا مخصوصا كسانى كه در تمام مدت سال شب و روز در كافهها و رستورانها و اطعمه فروشىهاى عمومى غذا ميل مىكنند ، در حق كليههاى خود ظلم و ستم بهسزايى روا مىدارند و باز دستهى ديگر اشتباه بالاتر و بزرگترى انجام داده و براى هر عارضهاى به قرصهاى مسكن ، داروهاى مرفينى و جيوهاى و دواجات شيميايى متوسل مىشوند و به اين طريق به كليه ظلم مىكنند و ديگر آنكه كسالات و عوارضى را كه مربوط به مثانه و يا غدهى ( پروستات ) است از كليه مىدانند ، درصورتىكه اشتباه است . اگر كليه بر اثر بعضى داروهاى مسكن فوق و خوردن فنول يا اسيد كاربوليك مسموم نشود و اگر سنگ در كليه به وجود نيايد و درصورتىكه فشار خون و اوره و چربى خون زياد ، در وظيفهى كليه توليد اختلال نكند ، كليهها از كار باز نخواهند ماند و تا آخرين روز زندگى مانند يك كارگر وظيفهشناس 24 ساعته وظيفهى خود را به انجام مىرسانند . دو مرض ديگر هم هست كه در امر وظايف كليه اثر بد مىگذارد ؛ يكى مرض قند كه اطباء آن را ( ديابت ) مىگويند و ديگرى مرض ضعف بنيه كه اين مرض هم سبب اختلال وظايف كليه مىشود ، لذا انسان اگر دوست دارد تا آخر عمر مبتلا به عوارض كسالت و ناراحتى نشود ، بايد بهداشت شخصى و نيز بهداشت غذايى خود را كاملا رعايت كند . كاهش دماى بدن كاهش دماى بدن يا افت دماى بدن تا يك سطح خطرناك را هيپوترمى گويند . زمانى كه درجهى حرارت طبيعى بدن كه 37 درجهى سانتىگراد ( 98 ، 6 درجهى