احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
177
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
مىكند . اگر زكام ، سرماخوردگى و برونشيت ايجاد گردد ، ابتدا ريزش آب بينى مشاهده شده و ازدياد ريزش آب بينى هميشه يكى از علائم مهم بيمارى محسوب مىشود . نوع و جنس ريزش آب بينى منوط به نوع بيمارى ، مخاط توليدكنندهى آن است . بهطور كلى ريزش آب بينى در تمام بيمارىهاى دستگاه دم زدن ( بينى ، جوفها ، خشك ناى ، نايژه ، ناى ، شش ) موجود است و اگر از لولهى گوارش ( مانند گلوگاه ، جيبهاى حلقى ) و ندرتا از سرخناى و معده توليد شده باشد گاهى با خود ذرات غذايى و گاهى ذرات خون همراه خواهد داشت . براى امتحان و آزمايش بايد نكات زير دقيقا بررسى گردد : 1 - يك طرفى و يا دو طرفى بودن آبريزى از بينى 2 - اگر التهاب بافتها زياد باشد ، مقدار آبريزش آن بىاندازه زياد مىگردد . هرگاه آبريزش مداوم باشد دستگاه دم زدن و نايژهها ، بيمار و مبتلا مىباشند . اگر آبريزش متوسط بود دليل بر وجود جوفهاى پيشانى و آروارهها مىباشد . در ورم جيبهاى حلقى در موقع بلع غذا ناراحتى ايجاد مىگردد و در برونشيت آبريزش بينى دائمى است . 3 - رنگ ترشحات مربوط است به نوع ورم . رنگ ترشح ممكن است بىرنگ ، خاكسترى ، سفيد ، زرد ، قرمز ، خرمايى و يا سبز بشود . در يك دوره بيمارى نيز نوع ريزش چندين مرتبه تغيير خواهد كرد ؛ يعنى ابتداى بيمارى آب بينى رقيق و بىرنگ و اگر عفونى گردد رنگ آن خاكسترى و بعد زرد و گاهى سبز مىشود . ريزش سبزرنگ در ورم حلق ديده مىشود . در ذات الريه ريزش بينى در اثر اختلاط با مواد خونى قهوهاى و زرد مىباشد . هرگاه نزف الدم در شش يا در شعبات ناى توليد شده باشد ، حبابچههاى هوا كاملا با خون مخلوط مىباشد . اگر در مجارى ابتدايى دم زدن حاصل شده باشد خون به شكل لخته يا رگه خارج مىگردد . در چنين مواقعى از گوش دادن به ريه ، صداى مخصوصى از رالهاى مرطوب شنيده مىشود . 4 - ماهيت ريزش آب بينى منوط است به دورهى بيمارى و مواد محتوى آن ، مانند عفونى يا آهكى و يا محتوى ترشحات لختى باشد . 5 - بوى آبريزش بينى : در ابتداى بيمارى ترشحات بىبو ولى به تدريج در اثر ورم جوفها متعفن و در نتيجه هواى دم زدن بدبو و آبريزش عفن است . 6 - اجسام خارجى ريزش آب از بينى عبارت است از حبابچههاى كوچك و بزرگ هوا كه به شكل كف خارج مىگردد . چنانچه حبابچههاى نام برده كوچك باشند در شعبات كوچك ناى مرض توليد گرديده است مانند ( برونشيت و استشقاى ريوى ) هرگاه حبابچههاى هوا بسيار زياد باشد ريزش بينى سفيد رنگ به نظر مىآيد . در ورم حلق و فلج خشك ناى و مسموميتهاى قارچى ( كه توليد فلج خشك ناى مىنمايد ) اغلب با سرفه و محتوى حبابچههاى بزرگ غير مساوى هوا و ذرات اغذيه مىباشد . اگر ريزش ، ذرات مواد غذايى همراه داشته باشد و داراى مواد اسيدى نيز باشد كسالت و بيمارى مربوط به معده است . اگر ترشحات بينى مشاهده شد و ارتجاع و صداى شبيه به صداى خروس همراه داشت ، گواه مرض قانقراياى شش مىباشد كه اين صدا را در طب خرناس مىگويند و در مسلولين همين ذرات و مايعات و ترشحات در اثر تك سرفه به داخل برمىگردد . ورم حلق و غدههاى سپيد رگى بافتهاى زير جلدى كه در بروز و ظهور مرض ايجاد مىگردد بيشتر در ناحيه خشك ناى ديده مىشود . در زكام ، گريپ ، ذات الريه و قانقراياى شش ، نوعا فلج خشك ناى مشابه هم نمىباشند . زيرا غضروف بىنام و تار آوارى فلج شده بيشتر از طرف راست به خط وسطى نزديك گرديده است . در موقع عبور هوا غضروف فلج شده ، بىحركت در سطح وسطى خشك ناى باقيمانده و مانع عبور هوا مىگردد . لذا با شرح و بسط فوق الذكر بايد كاملا مراقب بود و