احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
153
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
سردرد مربوط به مننژيت باشد ، شديدترين سردرد را ايجاد مىكند . اين بيمارى موجب التهاب تمام قسمتهاى مننژ يا پرده مغز از جمله ، مناطق حساس سخت شامه و نواحى حساس اطراف جيبهاى وريدى مىشود . در اين هنگام درد آن تمام كاسه سر را فرا مىگيرد . ممكن است سردرد به علت كم شدن مايع نخاع باشد . اگر حتى 20 سىسى از مايع نخاع گرفته شود درد شديدى در سر ايجاد خواهد شد . مخصوصا اگر بيمار ايستاده باشد . اين درد به علت فشار منفى است كه در مغز به وجود مىآيد . زيرا فشار مايع نخاع در ازاء هر 20 سىسى مايع كشيده شده حدود 200 ميلى ليتر آب تنزل مىنمايد . اين كاهش ، باعث كشيده شدن سطوح مختلف سخت شامه مىشود و در سر ايجاد درد مىكند . مغز ، در مايعى كه درون جمجمه وجود دارد جاى گرفته است . ( مانند يك عدد سيبى كه در ظرفى پرآب قرار گرفته باشد و هنگامى كه آب ظرف را كم كنند سيب به جدار يا ته ظرف برخورد خواهد نمود ) . به همين طريق چون مايع اطراف مغز كم شود ، ايجاد سردرد خواهد كرد . يكى از موحبات و معيارهاى تناسب آفرينش همين وجود مايع درون جمجمه است . و گرنه با هر ضربه يا تكان اتفاقى كه براى انسان پيش مىآمد در اثر اصطكاك مغز با استخوان جمجمه درد شديدى به وجود مىآمد . سردردها اغلب اوقات در اثر نامنظم بودن چهار خلط مسلط شده در بدن كه به نام اخلاط اربعه « 1 » مشهور هستند ايجاد مىشوند ، كه مانند چهار عنصر آب ، باد ، خاك و آتش مىباشند . كه عنايت و حكمت حضرت بارىتعالى اين چهار خلط را مادهى خلق اعضاء رئيسه قرار داده است . حكماى قديم و فلاسفه و اطباء يونان و بطلميوس و شيخ الرئيس بو على سينا و ساير اساتيد طب ، مأخذ حيات و بقاى انسانى را همين چهار خلط مىدانستهاند . لذا همه بيمارىهاى داخلى ، خارجى و جلدى مستولى شده و يا ارثى را ، بر مبناى تنظيم و مرتب كردن اين اخلاط معالجه مىكردند و نتايج خوبى هم بدست مىآوردند . لذا اصول درمان نبايد از اين چارچوب خارج شود . امراض گوناگونى كه در وجود انسان هويدا مىشود اغلب در اثر غلبه كردن يكى از آن چهار خلط مىباشد . يعنى هركدام از اخلاط ، تعادل خود را از دست دهند و يا يكى از آنها بر ديگرى غالب گردد ، انسان را دچار كسالت و بيمارى خواهد كرد . لذا در صورت بروز هر بيمارى بهتر است ابتدا انسان مبدأ و منشأ كسالتها را در وجود خود جستجو و كشف كند و بداند كدام اخلاط كم يا زياد شدهاند ، سپس به دفع و رفع آن بپردازد ، تا بيمارى بر طرف گردد و انسان سلامت خود را بدست آورد . پس با اين توصيف به اين نتيجه مىرسيم كه در اثر به هم خوردن تعادل يكى از اخلاط ، قسمتى يا اعضايى از بدن به بيمارى مبتلا شده و انسان دچار سردرد مىگردد . آن سردرد زنگ خطرى است براى اينكه انسان توسط آن ، به بيمارى خود پى برده و به معالجه آن بپردازد . همان گونه كه از اين مطالب برداشت مىشود ، بايد با مصرف دارو يا غذاهاى مناسب اخلاط را تنظيم كرد تا به بهبودى دست يابيم . ( براى تنظيم نمودن آن بايد به قسمت اخلاط اربعه در همين كتاب مراجعه شود . ) پس از تنظيم اخلاط اربعه ، در صورتى كه بهبودى حاصل نشد بايد علت ديگرى را كه باعث سردرد شده در وجود خود يافته و به درمان آن بپردازيم . سردرد علتهاى مختلفى خواهد داشت كه به ترتيب در ادامه مطالب اين كتاب ، دربارهى هريك از آنها و طرز درمانشان شرح خواهيم داد . اما لازم دانستم كه قبل از شرح كامل به چند نكته اشاره كنم كه اگر درد در وسط و جلوى سر باشد احتمالا از بيمارىهاى رحمى و كمبود خون حيض يا سينوزيت و اگر درد در پشت سر
--> ( 1 ) . اخلاط اربعه عبارتند از : خون ، صفرا ، سودا ، بلغم .