حسن حسن زاده آملى
27
طب و طبيب و تشريح ( فارسى )
[ تشريح ميمون در طب قديم ] داشت ، و مىفرمود كه قدماء ميمون را مىشكافتند و با تشريح آن از كالبد انسان خبر مىدادند . نگارنده چند سال طب را در محضر اعلاى استاد علامه ذو الفنون شعرانى به همان شيوه كلاسيكى پيشينيان - كه نخست قانونچه محمد بن محمود چغمينى و پس از آن شرح اسباب معروف به شرح نفيس ، و سپس يك دوره كامل تشريح ، و بعد از آن قانون شيخ و در عرض آن كتب طبّى ديگر متعارف بود و تدريس مىشد - تتلمذ كرده است و صحف و رسائل عديده در طب و تشريح و معاجم طبّى از مخطوط و مطبوع به تازى و پارسى و فرانسوى با توفيقات الهى تحصيل كرده است . [ علم طب و حوزههاى علميه ] استاد در آغاز نخستين جلسه درس قانونچه فرموده است : آقا در حوزههاى علمى ما كتب طب مانند ديگر رشتههاى علوم تدريس مىشد ، و علماى ما در علم شريف طب نيز دست داشتهاند . يك عالم دينى در فهم بسيارى از اخبار و حلّ و درك كثيرى از مسائل فقهى از قبيل حدود و ديات به طب و تشريح آن نيازمند است ، آنگاه انگشت شهادتش را در زير جانب راست فكّ اسفلش نهاد و به مطايبت گفت : آخوند بايد به تشريح آشنا باشد كه لااقل بداند مثلا كليه او در اينجايش آويزان نيست . از خاطرات خوشى كه در جلسههاى درس تشريح در محضر انورش داشتهايم ، جلوهگريهاى خاصّ كريمه فتبارك اللّه احسن الخالقين در مرئى و منظر ما بوده است ، چنانكه خود جناب شيخ رئيس در پايان تشريح عضل رأس بذكر همين كريمه تبرك جسته است و به قلم آورده است كه فَتَبارَكَ اللَّهُ