حسن حسن زاده آملى

15

طب و طبيب و تشريح ( فارسى )

[ ارزش طب و طبيب ] بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين دانش گرانقدر طبّ ، و ارزش والاى طبيب فراتر و فزونتر از آنند كه در كرّاسه‌اى به صورت مقاله و رساله به رشتهء نوشته درآيند . [ طبيب مظهر اسم « محيى » است ] طبيب در ميان ابناء نوع خود بدان سعادت و مقام و مرتبت است كه به مظهر بودن اسم شريف « محيى » كه از اسماى بزرگ الهى است ، نايل آمده است . يعنى طبيب در منظر اعلاى مردم اوحدى « عيسوى مشربى » در مدينه فاضله انسانى است كه به درمان بيماران احياى نفوس مىكند ، و به پيكر جامعه روح حيات و بقا مىدمد ، علاوه اين كه خود « طبيب » به دو معنى از نامهاى نيكوى خداوند سبحان است : [ طبيب دو معنى دارد ] يك معنى اين كه : لفظ « طبيب » از اسماى كتبى خداوند تعالى مأثور است ، دوم اين كه هر كلمه‌اى از كلمات نورى وجودى اسمى از اسماى تكوينى الهى است ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . وانگهى خداى را كه به « يا شافى » مىخوانى و از وى درمان مىخواهى ، چنان است كه برزگر از خداوند طلب باران مىكند . هريك از درمان و باران را اسبابى است كه بايد از آن اسباب خواسته هريك برآورده شود ، بيمار و برزگر هر دو تشنه آب حيات‌اند ، وجود طبيب براى بيمار به منزلت ابر رحمت براى برزگر است . نظم عالم بر اساس حكمت قائم است . خواستن با عزل وسائط و اسباب در ديده حق‌بين موحد حقيقى ناروا است كه نقض حكمت است . موحد عاقل