السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الصادق ( ع ) 108

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

كرد ، معلوم شد كه اين كالا در بازار پيدا نمىشود و زمينهء فروش خوبى دارد . با ديگر بازرگانانى كه همين جنس را به آنجا حمل كرده بودند قرار گذاردند كه آن را در مقابل دو برابر قيمت بفروشند و صد درصد به قيمت خريد اضافه كنند و چنين كردند و در نتيجه كارپرداز امام هم هزار دينار سود گرفت و برگشت . وقتى كه دو كيسه پول را كه هريك هزار دينار داشت پيش امام گذارد ، حضرت از آن تعجب كرد و آن مرد ماجرا را تعريف كرد . حضرت از اين گرانفروشى و بىانصافى و ظلمى كه شده بود ناراحت شد و دست برد و فقط يك كيسه را برداشت و فرمود : " شمشير زدن از روزى حلال به دست آوردن آسانتر است . " - " روزى امام با يكى از اصحاب خود به حمام رفتند . حمامى اجازه خواست تا حمام را براى امام خلوت كند . حضرت فرمود : لازم نيست ، شخص با ايمان نبايد مزاحم ديگران شود . " - " در سالى قحطى شد و محصول كم آمد . حضرت به معتب كه ناظر خرج وى بود فرمود : وضع شما چطور است ؟ - شكر خدا را كه ذخيرهء كافى داريم و تا موقع خرمن نيازى به محصول نيست . - آنچه در انبار دارى و از مواد غذائى و مورد احتياج مردم است در ميدان عمومى به فروش رسان . - وضع خيلى سخت است اگر بفروشيم ديگر نمىتوان بدست آورد . - گفتم آنچه موجود است به فروش و از فردا مثل همهء مردم به همان اندازه كه احتياج روزانه است بخريد . " - امام در برابر زمامداران ستمكار زمان خود قرار داشت و هرگاه وظيفهء خود مىدانست آنان را بىپرده مورد انتقاد قرار مىداد . روزى منصور دوانيقى از آن حضرت گله كرد كه چرا پيش او نمىرود با آنكه ديگران آن همه وسيله و واسطه درست مىكنند تا پيش خليفه راه يابند ؟