السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 43
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
ما نمىتوانيم همه آن را در اين رساله مختصر ذكر كنيم بنابراين قسمتى از آن را كه موضوع استناد و استشهاد بود انتخاب كرديم تا بتوانيم با ذكر آن براى اثبات معرفت كامل امام صادق ( ع ) بكيفيت دواها و منافع و ضررهاى آنها و انواعشان و محل روئيدن آنها و طرز استعمال آنها را استدلال كنيم و ثابت نمائيم كه اطباى زمان حضرت چنين اطلاعات عميقى درباره دواها نداشتهاند علاوه بر اينها حضرت همه آنها را ، نشان كاملى از توحيد دانسته و نخواسته جزئيات آنها را باز هم بتفصيل شرح دهد ، همين عمل براى هر شخص منصف ميزان علم امام درباره اين فن اثبات مىكند . علمى كه از اجدادش و پيامبر ( ص ) به ارث برده است نه از راه آموختن در نزد معلم يا استاد اينك بيان آن قسمت از حديث حضرت كه انتخاب كردهايم : مفضل بن عمر جعفى به حضرت امام جعفر صادق ( ع ) مىنويسد كه : عدهاى از اين ملت عرب پيدا شدهاند كه خداوند را منكر شده و در اين مورد با مسلمانان مجادله مىكنند و از حضرت تقاضا مىكند مطالبى برايش بنويسد كه بتواند با استناد به آن مطالب با آنان بحث كند لذا حضرت اين نامه را برايش مىنويسد : بسم الله الرحمن الرحيم اما بعد ، خداوند ما و ترا توفيق اطاعت بدهد . تا بواسطه آن عبادت و اطاعت بتحقيق مشمول رحمت او باشيم نامهء تو به من رسيد و در آن نوشتهاى كه عدهاى از مسلمانان منكر خداوند شدهاند و عده ملحدين به خداوند زياد شده است و دشمنى آنان با اسلام شديدتر گشته است و از من خواسته بودى كه با دلائل ردى آنها را براى تو بنويسم ، همانطوريكه ساير اهل بدعت و اختلاف را رد كردهايم و ما سپاس مىكنيم به خداوند بخاطر نعمتهائى كه بما عطا كرده و محبتهاى روشن را بما آموخته است . بعد حضرت چنين مرقوم مىفرمايد : سوگند به خدا ، اين قبيل اشخاص را خداوند جاهل نيافريده بلكه