السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 8
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
و مرض منصور بهبود نيافت . منصور - از وزيرش ربيع خواست تا يك طبيب حاذقى برايش پيدا كند ، تا بيمارى او را مداوا نمايد . ربيع در صدد يافتن طبيب مورد نظر بود كه جورجيس نصرانى طبيب را بوى معرفى كردند . جورجيس ، رئيس بيمارستان يا مدرسه ( جندى شاپور ) بود طبيب بسيار حاذق و ماهر بود و تاليفات زيادى در طب داشت كه آنها را بلغت ( سريانى ) نوشته بود . منصور شخصى را بدنبال او اعزام داشت ، او هم پس از اينكه فرزندش بختيشوع ) را بجاى خود تعيين كرد همراه فرستاده منصور عازم بغداد شد ، وقتىكه بحضور خليفه رسيد ، منصور به او حتى احترام گذاشت چون منصور او را مرد بسيار دانا و باهوش يافت لذا وى در دستگاه خليفه موقعيت خوبى بدست آورد بخصوص كه بسرعت بيمارى معده او را معالجه كرد و ويرا از چنگال آن مرض نجات داد وقتىكه ( جورجيس ) خواست به وطنش برگردد ، خليفه نگذاشت و با دادن پول زياد او را نگهداشت . لذا ( جورجيس ) مدت زيادى در بغداد ماند و به كار طبابت مشغول شد و در ضمن كتابهاى زيادى را از علم طب و علوم ديگر به عربى ترجمه نمود . به پيروى از اين كار ( جورجيس ) پزشكان ديگر بغداد هم شروع به نقل و ترجمه كتابها از سريانى به عربى نمودند ، البته اين كار را در اثر عنايت منصور بمترجمين و دادن مال زياد به آنها رونق گرفت - بخصوص كه آنها را در ترجمه كتابهاى طبى ترغيب مىكرد در نتيجه علم طب در بغداد ( مركز خلافت اسلامى ) توسعه پيدا كرد ، نبوغ معلومات پزشكان تجلى كرد ، و درمانگاهها و مدارس زيادى براى علم پزشكى در بغداد احداث شد . هنگامى كه عنايت و مساعدت خليفه و ساير امراى او ، و ديگر ايثار كنندگان اهل بغداد به صاحبان علم و دانش در نقاط جهان انتشار يافت