السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 7
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
بعد از اصطفن ( ماسرجويه ) مترجمى بود كه كتابهاى طبى و فلسفه روم و يونان و غيره به عربى ترجمه كرد و اين كار ، بنام آثار علمى بنى اميه در اسلام باقى ماند . پس از مرگ خالد باز هم علم طب تا اواخر امويها و اوايل خلافت بنى عباس تا عصر سفاح متروك شد ليكن هنگامى كه سفاح خلافت را به برادرش ابى جعفر منصور در سال 136 تفويض نمود ، خلافت او بشارت خوبى بود . منصور شخصا " بعلم نجوم علاقه داشت - و خودش هم كار نجومى مىكرد ، در خلافتش خيلى باقوال منجمى اعتقاد داشت ، بهطورىكه هيچ كارى را بدون شور با منجم خاص نوبخت فارسى و فرزند او ابى سهيل انجام نمىداد و اين دو نفر كتابهاى زيادى از نجوم و فلكشناسى به عربى ترجمه كردند . بعدا منصور براى بدست آوردن علوم دخيله رغبت زياد پيدا كرد ، در نتيجه به حكم مثل معروف كه مردم در دين پادشاه خود گشتند - يعنى راه او را مىروند بيشتر مردم مسلمان به اين علوم مايل شدند . حتى كار به جائى رسيد كه منصور طى نامه خاصى از پادشاه روم خواست چند كتاب علمى برايش بفرستد ، پادشاه روم هم كتابهائى برايش فرستاد كه از جمله آنها ( هندسه اقليدوس ) بود و چند كتب طبيعى و محيطى و مقدار زيادى كتاب طب فرستاد . لذا دانشمندان اعراب و ساير مترجمين مزدور بترجمه آنها قيام كردند و با علاقه زيادى در مورد آنها بحث و تحقيق نمودند . از ميان اين علوم ، علم طب بيشتر مورد توجه بود . البته اين كار دليل منطقى داشت و آن اين بود كه روزى منصور ( خليفه ) به مرض معده مبتلا شد . در نتيجه ميل به غذا پيدا نمىكرد - تا اينكه پزشكان معالج مصرى او ويرا معالجه كردند ، لكن معالجه آنها بىفايده بود ،