السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الصادق ( ع ) 3

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

است . كه به زودى حجت اين سخنانم براى خوانندگان در ضمن بيان مباحث آن روشن خواهد شد و اينك اينست آنچه كه مىخواهم بخوانندگان عزيز تقديم كنم : تاريخ طب و مبدأ پيدايش آن اقوال مورخين در اين‌باره باهم متضاد است و علما و اطباى علم طب در مورد ابتداى ظهور اين علم باهم اختلاف دارند به‌طورىكه بحث‌كننده را دچار شك و ترديد مىنمايند ، در نتيجه او نمىداند حقيقت را چگونه بيان كند ، و چگونه براى خوانندگان يك نويسنده امين و بىنظر باشد ؟ بعضى از مورخين اكتشاف و اختراع اين علم را بكلدانيها نسبت مىدهند ، و بعضى ديگر آن را از ناحيه ساحران و جادوگران يمن مىدانند و برخى ديگر آن را بكاهنان بابل نسبت مىدهند ، و ديگر مورخان آن را كار يونانيان قديم مىدانند . ابن اصيبه : مورخ بزرگ در كتاب ( عيون الانبا ) يا چشمه‌هاى آگاهيها مىنويسد : ( اختراع و اكتشاف فن طبابت را نمىتوان به يك شهر خاص و يا مملكت معينى - يا قوم ويژه‌اى نسبت داد - زيرا اين احتمال امكان دارد كه اين علم ابتدا در نزديك قوم باستانى بوجود آمده بود ، كه آنها منقرض شدند و آثارى از تمدنشان باقى نماند بعد هم قوم ديگرى به اين علم آگاه شدند - ولى بتدريج در ميان آنان بفراموشى برده شد تا اينكه قوم ديگرى آن را از آن قوم گذشته گرفته و اختراع و اكتشاف آن را به خود نسبت داده‌اند . " اما مورخين ديگر مىنويسند : " علم طب در جمله علومى است كه كلدانيها و كاهنان بابل اساس آن را بنا نهادند و اين دو قوم نخستين كسانى بودند كه در مورد معالجه امراض بحث مىكرده‌اند و آنها بيماران