السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 4
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
خود را در معابر عمومى و معرض ديد قرار مىدادند ، تا كسانى كه مبتلا به آن امراض بودهاند و در اثر تجربه شفا يافتهاند ، درمان آنها را به آنان بياموزند ، و آن درمانها را در لوحههاى سنگى و يا پوستى مىنوشتند و در معابد خود آويزان مىكردند ، به همين جهت است كه پزشكى را از كارهاى كاهنان مىدانند . و ساير امتها هم آن را از كلدانيها گرفته ، كه از جمله آنها امتهاى عرب بودند ، لذا روش عملى طب را در ميان بيشتر اقوام ( در مصر فينيقيه و آشور ) يكسان و مشابه هم مىبينم بعد هم امت يونان آن را فرا گرفت و از لحاظ احكام آن را از هم جدا كرده و به ترتيب براى آن علم بابهائى انتخاب نمودند و آن را به شكل علم مدرن درآوردند - بعد هم پارسيان و روميها از آنان گرفتند . علم طب در نزد عرب اما قوم عرب كه معاصران دولتهاى پارس و روم بودند ، در اثر مجاورت و آميزش اضطرارى ، قسمتى از علم طب را از آن دو دولت گرفته و آن را به آنچه از كلدانيها گرفته بودند اضافه كردند ، و آنچه را كه خودشان استنباط كرده بودند - باهم مخلوط كردند و به آنها شكل علم دادند . تاريخ مىگويد : نخستين اشخاص از عرب كه علم طب را بعد از كاهنان فرا گرفته ، جماعتى بودند كه در قرن ششم ميلادى كمى قبل از ظهور اسلام ، با روميها و پارسها آميزش داشته و مشهورترين آنها در آن موقع از طايفه ( رباب ) شخصى بنام ابن حذيم بود . و او كسى است كه در مهارت و دانائى در علم طب ضرب المثل شد ، كه درباره او گفته شد از ابن حذيم بهتر معلم طب آگاه است ؟ شاعرى بنام اوس بن حجر درباره او گفت چه چيز شما را وادار كرد