السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 115
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
جنگ كرد و پيروز شد و خانههاى بنى عباس را سوزاند ، معروف به زيد نارى ( آتشافروز ) شد . نامههاى متعدد از اطراف بلاد مسلمين به محمد بن محمد مبنى بر فتح مىآمد ، اهل شام و جزيره ( الجزاير ) برايش نوشتند كه در انتظار رسيدن فرستاده او هستند تا از او اطاعت كنند ، كارهاى ( بى الرايا ) بحسن بن سهل گران آمد ، چون هر مقدار سپاهى را كه به جنگ او مىفرستاد ، همه آنها را مغلوب مىكرد ، تا اينكه ( هرثمه بن اعين ) را فرستاد و جنگ ميان آنها درگرفت ، تا اينكه اهل كوفه پيروز شدند . تا اينكه ( هرثمه ) در ميان جمعيت با صداى بلند گفت : ( اى مردم كوفه ، عدهاى خون ما و شما را مىريزند ، آن هم بىجهت ، اگر جنگ شما با ما بوسيله اينست كه شما امام ما را نمىخواهيد ، ما به اين منصور بن مهدى راضى هستيم و بوى بيعت مىكنيم ، و اگر مىخواهيد امر حكومت از فرزندان عباس خارج شود ، شما امام خود را تعيين كنيد . و يا با ما موافقت كند كه روز دوشنبه ، بهنشينيم در انباره با شما مذاكره كنيم ، ولى بىجهت ما و خودتان را نكشيد ) اهل كوفه پس از شنيدن سخنان ( هرثمه ) دست از جنگ كشيدند ، ولى ( ابو البرايا ) آنها را مخاطب قرار داده گفت : ( واى بر شما سخنان اين مرد حيله و نيرنگ است ، حمله كنيد آنها را بكشيد ولى اهل كوفه گفتند وقتىكه آنها با ما موافقند كشتن آنان براى ما جايز نيست . در نتيجه ( ابو البرايا ) خشمناك شد و شبانه از كوفه خارج شد ، و ( هرثمه ) داخل كوفه شد در اين جنگها از سپاهيان پادشاه 200 هزار نفر كشته شده بودند . و محمد بن محمد بن زيد هم دستگير شد و بمرو نزد مامون فرستاده شد ، و او چهل روز در مرو زنده بود ، بعد به او سم دادند ( يعنى سم