السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 116
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
را داخل شربت كردند ) و مرد . « 1 » قبل از اين حادثه در مدينه محمد بن جعفر صادق ( ع ) قيام كرد و مردم را براى بيعت به خودش دعوت نمود ، اهل مدينه بوى بيعت كردند ، و با هارون بن مسيب كه در مكه بود جنگيدند ، هارون برادر زاده محمد ( يعنى امام موسى كاظم ) واسطه صلح قرار داد محمد قبول نكرد ، لذا پس از جنگهاى متوالى محمد هم اسير شد به نزد مامون فرستاده شد در مرو وفات يافت ، هنگامى كه جنازه او را تشيع مىكردند ، مامون شخصا جنازه او را بقبر گذاشت و دفن كرد « 2 » . مامون متوجه شد كه كشورهاى اسلامى در نهضتهاى بىشمار علوى زيان و ضرر بسيار مىبينند ، و غرب دور هم هميشه از زمان هارون الرشيد مركز دولت علوى بوده است ، يمن هم از قبضه قدرتش خارج شده ، مدينه هم بدستور اشخاص مؤمن تابع علويها شدهاند ، مردم را براى حج اميرى از علويها انتخاب مىكنند ، در بصره خانههاى عباسيان سوخته مىشود ، همه اينها خطرهائى بود كه ناقوس انقراض خلافت بنى عباس را بصدا در مىآورد . پس از فرونشاندن همه اين قيامها و نهضتها بكه اعتماد كند ؟ به رجال بنى عباس درحالىكه آنها مىخواهند انتقام قتل خواهرزاده خود ( امين ) را از او بگيرند ، اساسا بنى عباس از مامون بواسطه همان موقعيتهاى قبلى هراسان بودند ، يا بساير مسلمانان براى جلوگيرى از اين قيامها متوسل شود ؟ يعنى بعلويها و دوستداران آنها وانگهى آيا خاموش كردن اين نهضتهائى كه از ايمان سرچشمه مىگرفت امكان دارد ؟ يا اينكه عاقبت او و خلافت بنى عباس هم مانند مروان حمار ، و
--> ( 1 ) - نقل از مقاتل الطالبين ص 338 - 361 . ( 2 ) - نقل از مقاتل الطالبين ص 355 .