محمود نجم آبادى
مقدمه 54
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
شروع كنيم . تحصيل پزشكى در انگلستان مانند ساير ممالك دنيا شش سال است پس از اخذ ديپلم ، پزشك معمولا شش ماه تا يك سال در بيمارستان مقيم است كه تمام شبانهروز در بيمارستان بسر مىبرد و فقط روزى يك ساعت ممكن است به خارج برود . عده زيادى از پزشكان پس از اين يك سال تصميم مىگيرند كه طبيب عمومى باشند ، عدهاى نيز مصمم به دخول در قسمت بهداشت مىشوند كه در ادارات بهدارى شهرها استخدام مىشوند و هيچ نوع طبابت ديگر نمىكنند و عدهء هم تصميم مىگيرند كه متخصص در رشتههاى مختلف بشوند . البته ديپلمهائى هست كه بسته به نوع تخصص دو تا شش يا هفت سال طول مىكشد تا شخص اين ديپلمها را بدست آورد ، ولى داشتن ديپلم تنها براى اينكه شخص را متخصص بشناسند كافى نيست ، بلكه مهمترين محك همانا نظريه همكاران است ، ولى در اينجا مىرسيم به اصل موضوع كه از لحاظ كار فرق بين پزشك عمومى و متخصص چيست ؟ البته متخصص چندين سال پس از ديپلم گرفتن با زحمت زياد و گذراندن امتحانات مختلف و حقوق خيلى مختصر بسر برده است ، در صورتى كه در اين مدت پزشك عمومى مطب داشته و زندگانى خود را تأمين كرده است هر دو طبقه پزشكان براى جامعه منتهاى لزوم را دارند و هر دو به درد يكديگر مىخورند . پزشك عمومى محرم فاميل و معالج كليه اعضاء آن مىباشد و كليه بيماران در وهله اول به او مراجعه مىنمايند و اوست كه تشخيص مىدهد كه لازم است به متخصص مراجعه شود يا خير ؟ و كدام متخصص ، يك پزشك عمومى مىتواند در روز تا شصت بيمار يا بيشتر ببيند ، ولى يك نفر متخصص كه نصف روز را در بيمارستانها صرف وقت مىنمايد