محمود نجم آبادى

417

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

كوشيد آنكه ديگران را بر آن باعث بايد بود و اگر نادانى اين اشارت را كه باز نموده شده است بر هزل حمل كند مانند كورى بود كه احولى ( لوچ ) را سرزنش كند . . . " . 10 - اطباء خارجى در دوران ساسانيان - شاپور دوم طبيب يونانى داشته به نام Theodosius يا Thcodorus كه نام وى در كتاب الفهرست ابن النديم ياد شده است . كتاب تأليفى او از كتب پزشكى بوده كه بعدها به عربى ترجمه گرديده و تا قرن دهم ميلادى مورد استفاده بوده است . اين طبيب يونانى بود و كيش عيسوى داشت . شاپور براى او كليسائى برپا كرد و طبق درخواست وى عده‌اى از هموطنانش را كه در اسارت بودند آزاد كرد . معروف است كه وى را كناشى ( مجموعه ويافورمولر ) به نام كناش تيادوروس بوده است . ناگفته نماند يكى از علل رونق دانشكده و بيمارستان جنديشاپور همين محبت‌هاى پادشاهان ساسانى به اطباء خارجى بود . شمه‌اى از شرح حال اين طبيب را در فصل مربوط به مراكز علمى و طبى در ايران قبل از بغداد متذكر گرديديم . از اطباى خارجى يا بهتر بيان داريم اطباء درمان‌كننده دوران ساسانيان ماروثاى سابق الذكر را بايد نام برد . وى چنان كه مىدانيم اسقف بين‌النهرين بود كه با نمايندگان روم به دربار ايران آمد و جلوس امپراطور روم را تبريك گفت . اين اسقف يزد گرداثيم ( 420 - 329 ميلادى ) را از بيمارى شفا داد . از اطباى غير ايرانى كه در دوران انوشيروان مىزيسته سرجيس راس‌العينى سريانى ( Sergius ) سابق الذكر است كه بسيارى از آثار بقراط و جالينوس را به سريانى ترجمه كرده است . ترجمه‌هاى طب يونانى به عربى در قرون هشتم و نهم ميلادى انجام