محمود نجم آبادى

386

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

محتمل است مسافرت برزويه طبيب به هندوستان از طرف انوشيروان در پى پيدا كردن گياههاى پادزهرى بوده است . فردوسى دراين‌باره گويد : پزشك پژوهنده آمد بكوه * بياورد با خويشتن آن گروه ز دانائى او را فزون بود مهر * همى زهر بشناخت از پادزهر گياهان كوهى فراوان درود * بيفكند از آن هرچه بيكار بود از آن پاك ترياق‌ها برگزيد * بياميخت دارو چنان چون سزيد از داروى هوش‌بر در شاهنامه در مبحث بيژن و منيژه آمده است كه چون منيژه در شكارگاه بيژن را ديد ، بر وى عاشق شد و به حيله او را به خانه خود برد . فردوسى گويد : " بفرمود : تا داروى هوش‌بر * پرستنده آميخت با نوش‌بر " بدادند چون خورد مىگشت مست * همان خوردن و سرش بنهاد پست عمارى بسيچيد و رفتن به راه * مرآن خفته را اندر آن جايگاه نهفته بكاخ اندرآمد بشب * به بيگانگان هيچ نگشاد لب درافكند داروى هوشش به گوش * بدان تا بجاى خود آمدش هوش چو بيدار شد بيژن و هوش يافت * نگار سمن بر در آغوش يافت " مىگويند در بيمارى سخت دختر ملكه چين كه پزشكان چينى از درمان آن عاجز ماندند پزشك ايرانى خرداد برزين ( در دوران خسروپرويز ) به چين رفت و تشخيص بيمارى ملكه را داد و تندى ضربان قلب وى را از جهت بيمارى كه داشت برايش كاسنى و آب انار و تره تجويز نمود :