محمود نجم آبادى
387
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
چنين گفت با مهتر آن مرد پير : * " كه چون تو سرافراز مردى دبير اگر در پزشكيت بهره بدى * دگر از در درد شهره بدى يكى تاج بودى از آن بر سرش * بويژه كه بيار شد دخترش " به دو گفت : اين دانشم نيز هست * چو گوئى بسايم بر اين كار دست به نزديك خاتون شد آن چارهگر * تبه ديد بيمار او را جگر بفرمود : " تا آب نار آورند * همان تره جويبار آورند كجا تره كان كاسنى خواندنش * طپش خواست كز قلب بنشاندش بفرمان يزدان چو شد هفت روز * شد آن دخت چون ماه گيتى فروز " بايد دانست رابطه بين ايران و چين كه در دوران قباد پادشاه ساسانى برقرار گرديد ، باعث شد ، كه از امتعه و داروهاى ايرانى به سرزمين خاقان و بالعكس كالاهائى از آن سرزمين به كشور ما آمده و اين امر در طب كشور ما در زمان ساسانيان بىاثر نبوده و حكايت بالا نيز نشانهاى از اين ارتباط مىباشد . ز ) كشتن حشرات موذيه - اگرچه دراينباره در طب دوران آريائى و هخامنشى مفصلا متذكر گرديديم ، اما بايد دانست كه در دوران ساسانيان جشنى به نام " جشن هلاكت موجودات مضره " داشته كه در آن جشن مردم حيوانات و حشرات و خزندگان موذيه و مضره را مىكشتند ( براى اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب ايران در زمان ساسانيان ) . از آن گذشته جشنى به نام جشن سير سور ( چهاردهم ديماه ) داشتند ، كه در اين روز اشخاص سير مىخوردند و شراب مىآشاميدند و گوشت و سبزى مىپختند تا آنكه دفع آفات شيطانى و امراضى كه بر اثر ديوان آيد بر طرف شود .