محمود نجم آبادى

371

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

متوفى به سال 536 ميلادى است . ( اين شخص منسوب به رأس العين از مراكز صابئه Sabeens و از علماى سريانى است ( معروف به ( Sergius de Rechaina يا S . de Theodosiopolis مىباشد ) كه تمام آنها نقش و اثر بزرگى در طب اسلامى دارند . اميدواريم قسمتى از اين مقوله را در فصل مربوط به طب ايران پس از اسلام بعدا مورد مطالعه قرار دهيم . نقش بزرگى كه سريانيان يا بهتر گفته شود متكلمين به لهجه سريانى و ترجمه كتب يونانى چه قبل و چه پس از اسلام ايفاء كردند ، بسيار مهم و معتبر مىباشد . اين دانشمندان توانستند تعداد زيادى از كتب طبى و فلسفى و رياضى يونانى را ، ( تقريبا تمام آنچه كه در دست بود ) به سريانى ترجمه كرده كه همين ترجمه‌ها يكى از مبانى مهمه طب اسلامى گرديد . بدين شكل انتقال طب يونانى و اسكندريه و بيزانس و انطاكيه به سرزمينهاى كشور ايران و سپس به داخل ايران صورت تحقق يافت كه نتيجه آن تأسيس مكاتب و مدارس علمى و طبى در بين‌النهرين و سرزمين سوريه و ايران شد . غير از مدارس و مكاتب مذكوره در سطور بالا ، تعداد زيادى كليسا نيز در عهد ساسانيان براى اين مسيحيان كه بايد به حق آنان را مسيحيان ايرانى نام گذارد ، بنا گرديد . اين كليساها علاوه بر آنكه در شهرهاى بين‌النهرين و سرزمينهاى سلسله ساسانى بودند ، در سمرقند و هرات و مرو نيز احداث گرديدند . حال متذكر مىگرديم كه سريانيها علاوه بر تأسيس مدارس و مكاتب مذكوره در بالا در ديرها نيز مكاتبى تأسيس كردند كه اين مكاتب را مىتوان مانند حوزه‌هاى تدريسى در مدارس دينى اسلامى تطبيق كرد كه در آنها تعاليم دينى رواج داشت ، منتهى