محمود نجم آبادى

359

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

نگارش مطالب بالا گرچه كمى مفصل و شايد بعضى قسمتهاى آن خارج از موضوع كتاب به نظر مىرسد ، اما اطلاع به اوضاع و احوال آن دوران و اختلافات مذهبى و اثر آن بر روى علوم لازم بود . در خاتمه اين مبحث متذكر مىگرديم كه عده‌اى ايرانى قبول دين عيسوى كرده بودند ، به‌مانند برادرزاده شاپور دوم كه نام سريانى مارسابها ( MarSabha ) بر خود نهاده بود . وى شكنجه شد و به هلاكت رسيد . ديگر از اديان يا طريقه‌هائى كه در ايران منشعب از مسيحيت دوران ساسانيان بود ، مصاليان ( Messalliens ) كه يك نوع روحانيان عيسوى جهانگرد بوده و مىتوانستند داخل منازل عيسويها گردند ، در حقيقت دراويش عيسوى بودند . غير از آنها بايد فرقه صابئين يا صابئه كه عيسويان آنها را سن ژان باپتيست و عربها آنها را مغتسله ( به مناسبت آنكه دائما خود را در آب فرات شست‌وشو و غسل مىدادند ) مىنامند ذكر كرد . غير از دو فرقه بالا باز شعب ديگرى از عيسويان بودند كه ذكر همه آنها باعث تطويل مقال گردد ( مطالب مربوط به اين فصل از منابع مختلفه اقتباس شده است ) . غير از عيسويان يهوديان نيز در ايران مىزيستند . چنان كه مىدانيم كورش قوم يهود را نجات داد و متذكر گرديد هركه مىخواهد در ايران و يا مايل نيست به اورشليم برود . يهوديانى كه در ايران ماندند در خوزستان و همدان و اصفهان همچنين به نقاط شرقى ايران به‌مانند سمرقند و بخارا و افغانستان نيز رفتند . مركز يهوديان ايران در كاشان و اصفهان بود . در اصفهان آباديهاى يهوديان را " يهوديه " مىگفتند . زن يزدگرد اول به نام شيشين‌دخت دختر يكى از پيشوايان