محمود نجم آبادى

315

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

7 - اسكندر و طب دوران - در اينكه اسكندر طى كشورگشائىها ( حركت اسكندر به ايران 334 ق . م . ) از پزشكان هندى و اطلاعات آنها استفادات زياد نموده ، در آن شكى نيست . معروف است اسكندر درمان زهر اقعى را از پزشكان هندى آموخته و از آن مطلع بوده است . چنان كه در صفحات قبل مذكور افتاد ، اسكندر پزشكى را نزد ارسطو آموخته و طبق گفته فلوطرخس ( پلوتارك ( Plutarque اسكندر طى آموختن طب به قسمت نظرى اكتفا نكرد ، بلكه دوستان خود را نيز درمان و دستورهاى غذائى و بهداشتى و پرهيزى بدانها توصيه مىنموده است . وقتى كه در همدان يكى از دوستان اسكندر به نام ( Hephaestion ) بيمار شد ، طبيبى يونانى درمان وى را عهده‌دار گرديد ، ولى معالجات موثر واقع نشد و تب وى قطع نگرديد و پس از هفت روز بيمار درگذشت . اسكندر بسيار مغموم گرديد دستور داد تا پزشك را به دار آويزند و آتش مقدس را در سراسر ايران خاموش كنند و قربانيها به پاى رفيقش تحت عنوان يك رب‌النوع تقديم دارند . بسيار احتمال دارد كه اطباى يونانى اسكندر و اطرافيهايش درباره جراحات و عفونتها و مسموميت‌ها ( به وسيله سم و زهر ) اطلاعاتى داشتند . اين امر بسيار بديهى و طبيعى است كه كشورگشائى به‌مانند اسكندر و سرداران وى احتياج به چنين داروها و گياه‌ها داشتند . فردوسى درباره گياهان و نباتات هندى در شاهنامه در فصل مربوط به اسكندر گويد :