محمود نجم آبادى
مقدمه 25
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
يا به فرموده اسدى طوسى : جهان را نه بر بيهده كردهاند * ترا نز پى بازى آوردهاند اما تكاليف و وظايفى كه براى بشر در عالم است بسيار زياد مىباشد كه اگر بخواهم به يكيك آنها بپردازم مطلب بدرازا كشد همينقدر مىگويم : افراد هر جامعه علاوه بر وظايف عمومى وظائف خصوصى نيز دارند كه بايد در انجام آنها جاهد و كوشا باشند ، يكى از افراد جامعه پزشك و وابستگان به فن پزشكى و همراهان وى مىباشند كه در برابر وظيفه بزرگى قرار گرفته كه بايد حتما با بهترين وجه وظايف خصوصى خود را به انضمام وظايف عمومى انجام دهند ، يا نبايد كسى نام طبيب بر خود گذارد يا اگر گذاشت بايد در راه خدمت خلق تا سرحد امكان كوشش نمايد ، اصولا وقتى طبيب و همراهان وى نتوانستند و يا نخواستند كار اساسى خود كه خدمت به مردم است انجام دهند با مردم عادى چه تفاوتى داشته بلكه اين دسته بر آنها برترى دارند ، پس در اين صورت طبيب و همراهان وى نقش ديوارى بيش نيستند ، بنابراين آنچه نام آدميت بر آن گذاردهاند بايد در اينان بهطور اكمل باشد . آنان كه خور و خواب را پيشه خود قرار مىدهند به قول سعدى شيرازى با حيوان فرقى ندارند چراكه : خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت * حيوان خبر ندارد ز جهان آدميت اين جهان آدميت براى پزشك و پرستار جهان پزشكى و يا عالم خدمت به خلق