محمود نجم آبادى

270

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

داريوش دستور داد تازيانه و ميله آهنى براى مجازات دموكدس حاضر كنند . وقتى طبيب وضع را چنين ديد ، اعتراف كرد ، كه مختصرى از علم پزشكى كه نزد طبيبى يونانى آموخته به‌طور ناقص مىداند و معلوماتش سطحى است . داريوش خود را تحت اختيار وى قرار داد و به مواظبت و مراقبت دموكدس و استعمال داروهائى كه در ميان يونانيان مرسوم بود با وسائل ملايمتر از مصريان توانست ، از درد پاى سلطان كاسته و نتيجة داريوش كمى خوابيد و بعدا در مدت كمى پاى سلطان بهبود يافت . از آن پس دموكدس در سلك نديمان شاه درآمد . شاه دستور داد تا وى را در حرمسرا برده و به همه آنان اطلاع دهند ، كه اين شخص باعث نجات جان پادشاه شده است . پادشاه دستور داد كاخ بزرگى مجاور قصر سلطنتى به دو ببخشند . مىگويند يكى از زنان پادشاه يك نعلبكى ( پيمانهء از سكه‌هاى طلا ) داخل در صندوق طلا نموده و به پزشك تقديم داشته و غلامى كه اين خدمت را نموده بود از طلاهائى كه از نعلبكىها بيرون ريخته شده بود براى خود جمع‌آورى نمود . وقتى برحسب امر شاه اطباء مصرى محكوم به حلق‌آويز گرديدند ، به توصيه و وساطت دموكدس بخشوده شدند . معلوم مىشود تا چه حد اين طبيب مقام و منزلتى رفيع نزد پادشاه پيدا نموده است . دموكدس پيوسته در نظر داشت ، كه به وطن خود مراجعت كند و با اين خيال دائما مشغول بود ولى برايش ممكن نشد . اما از اتفاقات مهمه آنكه همسر داريوش ( آتوسا Atossa مبتلى به دمل ( غده ) بر روى پستانش شد .