محمود نجم آبادى
269
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
كشور برقرار كند و كتب و آثارى كه قبلا وجود داشت جمعآورى كرده دورانى نسبة درخشان در طب ايران بوجود آورد ، از آن گذشته لشكركشىهايش به تراس و مقدونيه ( 513 قبل از ميلاد مسيح ع ) و نزديكى با يونان توانست ، طب يونان را در ايران رواج بخشد . پس از آن سرزمينهاى مفتوحه كه به تصرف ايرانيان درآمد ، اين سرزمينها حراجگذار پادشاه ايران شدند . تفصيل اين مطلب در تاريخ ايران باستان ذكر گرديده كه در اينجا احتياج به شرح و بسط ندارد ، فقط نگارش جملات بالا از آن نظر بود كه دانسته شود اطباء خارجى در دستگاه پادشاهان ايران به چه ترتيب نقشى مهم و بسزائى انجام دادهاند . معروف است كه داريوش اتفاقا در موقعى كه به تعقيب شكار مىرفته از اسب به زمين مىافتد و پايش پيچيده ( ركبهرك ) مىشود و استخوان قوزك پاى وى از جاى خود بيرون مىآيد . اطباء مصرى بسيار خشن و بد به درمان و جا انداختن استخوان مىپردازند و موفق به درمان نمىشوند . هفت شبانهروز داريوش بر اثر درد شديد نتوانست به خواب برود . روز هشتم بيماريش اطلاع از وجود دموكدس ( Demokedes ) از اهالى كرتن ( Crotone ) كه جزو اسراى يونانى بود كه به سال 515 يا 522 قبل از ميلاد مسيح ( ع ) به دست اوروتيوس حكمران سارد اسير گرديده و به شوش به خدمت داريوش آورده شده بود اطلاع يافت . در پى وى شتافتند . وى را در ميان اسراء پيدا كردند درحالىكه زنجير اسارت در پاهاى او بصدا درآمده بود و لباسهاى پاره در تن داشت . دموكدس پس از حضور يافتن نزد سلطان ، داريوش وى را خطاب كرد آيا از علم طب بهرهدارى ؟ وى در پاسخ گفت خير . چراكه بيم داشت مبادا پس از آشكار شدن هويتش فرصتى براى مراجعت به يونان و ديدار كشورش ميسر نباشد .