محمود نجم آبادى
256
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
از آن نيز در اوستا ديده مىشود . در هرمزد يشت در ميان صفاتى كه براى اهورامزدا ذكر گرديده غير از آنكه ويرا دانا و توانا و بينا و آمرزيدگار ، و نگهدار و پاسبان و پشتيبان دانسته ، در فقره هشتم درمانبخش و در فقره دوازدهم چارهبخشترين خوانده شده است . به شرح ايضا بسيارى از ايزدان مزديسنا چارهبخش و درماندهنده خوانده شدهاند . كلمه پزشكى در پهلوى پژشكى ( Bajachki ) و كلمه طبابت ( چاره بخشيدن ) بئشزى آمده است . اما كلمه بيمار از ويمار مىباشد . الف - تقسيمبندى اطباء - در ونديداد آمده است كه زرتشت از اهورامزدا سئوال كرد ، كه اگر پزشكانى چند باشند كه يكى با كارد ( چاقو و لوازم جراحى ) ، ديگرى با گياه و سومى با ادعيه و كلمات خدائى پاك درمان كند ، برترى با كدام است ؟ جواب داده شده است " اى سپنتمان زرتشت برترى با طبيب سومى است كه او پزشك پزشكان است " . مقصود از طبيب سوم همان است كه امروز به نام پزشكان روانى يا ( Psychiatre ) آنها را مىناميم . ازاينرو معلوم مىشود كه عقايد دينى و اصول ديانت در طب ايران باستان مقامى ارزنده داشته است . غير از اين دسته اطباء متخصص يا بهتر بيان گردد اطباء شعب مختلفه پزشكى نيز در ايران باستان بودهاند . بهمانند چشمپزشك ( - كحال ) و دادپزشك ( - طبيب قانونى يا طبيب رسمى و ادارى ) و ستورپزشك ( - بيطار يا دامپزشك كه بتداوى حيوانات بهمانند اسب و سگ و غيره مىپرداخت ) . بايد دانست كه در ايران باستان طبقات به چهار دسته يا صنف منقسم بوده كه از يكديگر مجزى و ممتاز و آنها عبارت بودند از : روحانيون ، سربازان ، كشاورزان و صنعتگران .