محمود نجم آبادى

237

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

بگسترد كافور بر جاى خواب * همىريخت بر چوب صندل گلاب بياورد روغن مر او را بداد * كه تا گشت بيدار و چشمش گشاد چو بيدار شد بيژن و هوش يافت * نگار سمن بر در آغوش يافت " اما موبدان چنان كه مىدانيم در ايران باستان ، علاوه بر آنكه روحانى دانشمند بودند ، بسيارى از آنها طبيب و همچنين مشاور يكدل براى بيماران و اطرافيان آنها بودند ، ما اميدواريم ضمن طبقات اطباء درين‌باره مجددا سطورى از نظر خوانندگان گرامى بگذرانيم . در سطور آتى اشعارى چند در اين زمينه ماخوذ از شاهنامه فردوسى متذكر مىگرديم . فردوسى در باب مربوط به مشاوره زال با بزرگان در كار رودابه چنين گويد : " نخست آفرين بر جهاندار كرد * دل موبد از خواب بيدار كرد " در نامه نوشتن سام به منوچهر در كار زال و رودابه گويد : " زمانى همىداشت بر خاك روى * به دو داد دل شاه آزرم‌جوى بفرمود تا رويش از خاك خشك * ستردند و بر وى پراكند مشك ازو بستد آن نامه پهلوان * بخنديد و شد شاد و روشنروان بفرمود تا موبدان وردان * ستاره‌شناسان و هم بخردان شوند انجمن پيش تخت بلند * ز كار سپهرى پژوهش كند " حال چند كلمه درباره مستى و شرابخوارى در ايران باستان متذكر مىگرديم و اضافه مىكنيم كه اصولا شراب از مشروباتى بوده كه از خيلى قديم آن را مىشناختند و در اغلب كتب متقدم و تاريخى و تذكره‌نويسان از آن نام برده شده است .